سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۳
 

سال‌شمار احمد شاملو(قسمت دوم)

تهيه و تنظيم: آيدا

۱۳۵۱

ضبط صفحات و نوار کاستِ «صدای شاعر» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. حافظ، مولوی، نيما، خيام، شاملو.

اجرای برنامه‌های راديويی برای کودکان و جوانان.

نگارش فيلمنامه‌ی کوتاه حلوا برای زنده‌ها.

ترجمه‌ی تعدادی داستان کوتاه: دماغ، دست به دست، لبخند تلخ، زهرخند، افسانه‌های کوچک چينی.

شب شعر در انجمن فرهنگی گوته. (۲۶ مهرماه)

شب شعر در انجمن ايران و آمريکا. (اول آبان‌ماه)

تدريس مطالعه‌ی آزمايشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی (سه ترم)

همکاری با روزنامه‌های کيهان فرهنگی و آينده‌گان.

سفر به پاريس (فرانسه) برای معالجه‌ی آرتروز شديد گردن. عمل جراحی روی گردن.

۱۳۵۲

مجموعه‌ی اشعار ابراهيم در آتش.

مجموعه‌ی درها و ديوار بزرگ چين.

شب شعر در مدرسه عالی علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر.

نگارش فيلمنامه‌ی تخت ابونصر برای تله‌ويزيون.

ترجمه‌ی رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل.

ترجمه‌ی نمايشنامه‌ی مفتخورها اثر گرگه‌ی چی‌کی.

۱۳۵۳

ترجمه‌ی مجموعه‌داستان سربازی از يک دوران سپری شده.

مجموعه‌ی شعرهای عاشقانه‌ی از هوا و آينه‌ها.

۱۳۵۴

سفر به ايتاليا برای شرکت در کنگره‌ی نظامی گنجوی به دعوت دانشگاه رم.

حافظ شيراز.

دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکده‌ی آن دانشگاه. (دوسال)

۱۳۵۵

تهيه گفتار برای چند فيلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر.

سفر به آمريکا (ايالات متحده) به دعوت مشترک انجمن قلم (Pen Club )و دانشگاه پرينستون برای سخنرانی و شعرخوانی.

آشنايی با شاعران و نويسنده‌گانی از آسيای ميانه و شمال آفريقا از جمله ياشار کمال، آدونيس، البياتی و وزنيسينسکی.

سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های MIT بوستون ، UCبرکلی.

پيشنهاد دانشگاه کلمبيای نيويورک برای کمک به تدوين کتاب کوچه را نمی‌پذيرد.

ميهمان مدعو فستيوال جهانی شعر در سانفرانسيسکو و آستينِ تگزاس. شب شعر به دعوت دانشجويان ايرانی فيلادلفيا و نيويورک.

بازگشت به ايران بعد از سه ماه.

شب شعر در انستيتو گوته

استعفا از سرپرستی پژوهشکده‌ی دانشگاه بوعلی.

پايان نگارش بيوگرافی‌مانندی به نام ميراث که تنها نسخه‌ی دست‌ـ نوشته‌ی آن را علی‌رضا ميبدی به امانت بُرد!

ترک ايران به عنوان اعتراض به سياست‌های رژيم.

سفر به ايالات متحد آمريکا. (اقامت به مدت يک سال).

سخنرانی‌هايی در دانشگاه‌های آمريکا.

۱۳۵۶

انتشار مجموعه‌ی اشعار دشنه در ديس.

برگزيده‌ی اشعار (انتشارات اميرکبير).

۱۳۵۷

دعوت برای سردبيری هفته‌نامه‌ی ايرانشهر به لندن.

ترک ايالات متحد آمريکا.

سفر به انگلستان.

انتشار ۱۲ شماره هفته‌نامه‌ی ايرانشهر با مشکلات فراوان(شهريور ۵۷).

دی‌ماه ۵۷ استعفا می‌دهد. (به علت اختلاف‌هايی با مدير هفته‌نامه).

قصه‌ی دخترای ننه دريا و بارون و قصه‌ی دروازه‌ی بخت به صورت کتاب کودکان.

از مهتابی به کوچه (مجموعه‌ی مقالات).

بازگشت به ايران. (اسفندماه).

کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر اول آ) قطع وزيری.

عضويت در هياءت دبيران کانون نويسنده‌گان ايران.

نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.

۹ـ۱۳۵۸

سردبير مجله‌ی هفته‌گی کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطيل می‌شود).

نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.

شب شعر به دعوت انجمن ايران و فرانسه.

مجموعه‌ی اشعار ترانه‌های کوچک غربت.

سخنرانی در باشگاه ارامنه‌ی تهران.

ترجمه‌ی شهريار کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری در کتاب جمعه.

ترجمه‌ی بگذار سخن بگويم! اثر دوميتيلا دو چونگارا (با همکاری ع. پاشايی).

شب شعر در انستيتو گوته.

کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم آ).

نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران با شعر و صدای شاعر.

نوار صوتی و کتاب ترانه‌ی شرقی و اشعار ديگر، ترجمه‌ی شعرهايی از فدريکو گارسيا لورکا.

عضو هياءت پنج نفره‌ی دبيران کانون نويسنده‌گان ايران (دوره‌ی دوم).

۱۳۶۰

قصه‌ی خروس زری پيرهن پری و يل و اژدها به صورت کتاب و نوار کاست برای کودکان.

کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر سوم آ) قطع وزيری، مجموعاً ۱۰۶۴ صفحه.

از حالا به بعد با همکاری آيدا روی کتاب کوچه کارمی‌کند.

عضو هياءت پنج نفره‌ی دبيران کانون نويسنده‌گان (دوره‌ی سوم).

۱۳۶۱

ترجمه‌ی هايکو، شعر ژاپنی (با ع. پاشايی).

ترجمه‌ی نمايش‌نامه‌ی نصف شب است ديگر، دکتر شوايتزر! اثر ژيلبر سِسبرون.

کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر اول الف).

۱۳۶۲

کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم الف).

کتاب و نوار صوتی سياه همچون اعماقِ آفريقای خودم. ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هيوز.

کتاب و نوار صوتی سکوت سرشار از ناگفته‌هاست. ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بيکل.

برگزيده‌ی اشعار (نشر تندر)

کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر سوم الف)

انتشار کتاب‌ها متوقف می‌شود.

۵ـ۱۳۶۳

رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرين را با عنوان عيساديگر، يهودا ديگر! با موخره‌ی مفصلی بازنويسی می‌کند.

استاد محمد مددی سرديس شاملو را با برنز می‌سازد

گفت و شنودی با احمد شاملو به کوشش ناصر حريری.

۱۳۶۶

فيلمنامه‌ی ميراث.

آغاز ترجمه‌ی آزادِ دُنِ آرام اثر ميخاييل شولوخوف.

انتشار ژاپنی کتاب ابراهيم در آتش به ترجمه‌ی شوکو ياناگا در مجله‌ی (توکيو، موسسه‌ی مطالعه‌ی زبان‌ها و فرهنگ‌های آسيا وILCAA آفريقا).

کتاب و نوار صوتی چيدن سپيده‌دم ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بيکل.

۱۳۶۷

سفر به آلمان: ميهمانِ مدعوِ دومين کنگره‌ی بين‌المللی ادبيات: اينترليت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور.

عزيز نسين، دِرِک والکوت، پدرو شيموزه، لورنا گوديسون و ژوکوندا بِلی و... ديگر مهمانان کنگره.

من دردِ مشترکم، مرا فرياد کن! عنوان سخنرانی شاملو در اين کنگره.

ُ شب شعر در کُل‌لوکيومِ ادبیِ برلين.

سفر به اتريش به دعوت دانشگاه اقتصاد وين و يورو آفريک اينستيتو، برای شب شعر و سخنرانی.

بازگشت به آلمان و اجرای شب شعر در شهر دانشگاهی گيسن.

سفر به سوئد به دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه يوته‌بوری.

شب شعر در «خانه‌ی مردم» استکهلم.

ديدار و صرف ناهار با هياءت رييسه‌ی انجمن قلم سوئد.

جلد اول مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.

بازگشت به ايران.

۱۳۶۸

جلد دوم مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.

اقامت در شهرک دهکده‌ی خانه، کرج.

۱۳۶۹

سفر به آمريکا: ميهمان مدعو سيرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی.

سخنرانی‌های نگرانی‌های من و مفاهيم رند و رندی در غزل حافظ.

دو شب شعر در UC برکلی.

شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس. در رويس هال.

شب شعر و سخنرانی در دانشگاه‌های شيکاگو، آن اربر ميشيگان، کلمبيا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستين.

عمل جراحی در (يونيورسيتی هاسپيتال) بوستون روی مهره‌های گردن.

سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زده‌گان ايران.

نگارش روزنامه‌ی سفر ميمنت اثر ايالات متفرقه‌ی امريق (اوکلند کاليفرنيا)

عمل جراحی دوم روی مهره‌های گردن (بوستون).

شب شعر در مدرسه‌ی ارامنه‌ی بوستون.

استاد ميهمان برای تدريس يک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجويان ايرانی به (زبان، شعر و ادبيات معاصر فارسی).

ديدار با پروفسور زاده (برکلی) کاليفرنيا.

دريافت جايزه‌ی Free Expression سازمان حقوق بشر نيويورک Human Rights Watch .

۱۳۷۰

شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمريکا).

مجله‌ی زمانه شماره‌ی اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کاليفرنيا).

بازگشت از ايالات متحد آمريکا.

شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در دانشگاه وين (اتريش) به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا).

بازگشت به ايران.

ترجمه‌ی شعرهايی از لنگستون هيوز، اوکتاويو پاز (با حسن فياد).

۱۳۷۱

مجموعه‌ی اشعار مدايح بی‌صله، انتشارات آرش، در سوئد.

انتشار منتخبی از ۴۲ شعر شاملو به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ايروان با ترجمه‌ی نُروان. ناشر: کانون فيلم ارمنستان.

قصه‌های کتاب کوچه، جلد اول در سوئد. انتشارات آرش.

کتاب گفت و شنودی با احمد شاملو، «ديدگاه‌های تازه» توسط ناصر حريری.

تدوين دوباره حرف آی کتاب کوچه براساس متدولوژی جديد.

۱۳۷۲

کتاب گفت‌وگو با احمد شاملو توسط محمد محمدعلی.

مجموعه‌ی جديد همچون کوچه‌يی بی‌انتها ترجمه‌ی شعر جهان (با ۲۰۰ شعر).

ترجمه‌ی مجدد غزل غزل‌های سليمان.

ترجمه‌ی مجدد گيل‌گمش.

انتشار گزينه‌ی اشعار (انتشارات مرواريد) با انتخاب آيدا.

کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر چهارم الف)

۱۳۷۳

انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ي آذر محلوجيان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.

انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و اميد Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ی پرويز خضرايی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence

سفر به سوئد به دعوت ايرانيان مقيم سوئد برای برگزاری شب شعر.

شب شعر در کنسرتوسه به علت بيماری اجرا نمی‌شود.

يک ماه بعد شب شعر در يوته‌بوری.

دو شب شعر در اوسه جيمنازيومِ استکهلم.

از طرف تله‌ويزيون استکهلم با او مصاحبه انجام می‌شود.

بازگشت به ايران

انتشار شعرهای جديدی از حافظ، مولوی و نيما يوشيج به صورت نوار کاست با صدای شاعر.

۱۳۷۴

به پايان بردن ترجمه‌ی دن‌آرام. ۱۷/۷. شروع به بازخوانی و ويراستاری.

کنگره‌ی بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا، روزهای ۲۱ و ۲۲ اکتبر ۱۹۹۵ به سرپرستی انجمن نويسنده‌گان ايرانی کانادا.

انتشار منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانيايی با نام (Aurora) بامداد در مادريد، به ترجمه‌ی کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانيايی.


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۳
 

غول سپيد شعر ايران

سال‌شمار احمد شاملو (قسمت اول)

تهيه و تنظيم: آيدا

 

ترجيح می‌دهم که شعر شيپور باشد نه لالايی.

 

احمدشاملو

 

احمد شاملو
در آغازِ شاعری: ا. صبح، نام شعری: ا. بامداد
متولد
۲١ آذر ١۳۰۴
، تهران.
شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.

۱۳۰۴

احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز ٢١ آذر در خانه‌ی شماره‌ی ۱۳۴ .خيابان صفی‌عليشاه تهران متولد شد.

دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جايی به ماءموريت می‌رفت، در شهرهايی چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز گذراند.

مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حيدر.

۱۶ـ۱۳۱۰

دوره‌ی دبستان در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام.

۲۰ـ۱۳۱۷

دوره‌ی دبيرستان در بيرجند و مشهد و تهران.

از سال سوم دبيرستانِ ايرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصيلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبيرستان صنعتی می‌رود.

۳ـ۱۳۲۱

انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا برای سرو سامان دادن به تشکيلاتِ ازهم‌پاشيده‌ی ژاندارمری.

در گرگان ادامه‌ی تحصيل در کلاس سوم دبيرستان.

شرکت در فعاليت‌های سياسی در مناطق شمالِ کشور.

در تهران دستگير و به زندان شوروی‌ها در رشت منتقل می‌شود.

۵ـ۱۳۲۴

آزادی از زندان. با خانواده به رضائيه می‌رود. به کلاس چهارم دبيرستان.

با آغاز حکومت پيشه‌وری و دموکرات‌ها، چريک‌ها به منزل‌شان می‌ريزند و او پدرش را نزديک به دو ساعت مقابل جوخه‌ی آتش نگه‌می‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکليف کنند.

بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصيل مدرسی.

۱۳۲۶

ازدواج.

مجموعه‌ی اشعار آهنگ‌های فراموش‌شده توسط ابراهيم ديلمقانيان.

۱۳۲۷

هفته‌نامه‌ی سخن‌نو (پنج شماره).

۱۳۲۹

داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی.

هفته‌نامه‌ی روزنه (هفت شماره).

۱۳۳۰

سردبير چپ (در مقابل سردبير راست) مجله‌ی خواندنيها.

شعر بلند ۲۳.

مجموعه‌ی اشعار قطع‌نامه.

۱۳۳۱

مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان (حدود دو سال).

سردبير هفته‌نامه‌ی آتشبار، به مديريت انجوی.

۱۳۳۲

چاپ مجموعه‌ی اشعار آهن‌ها و احساس که پليس در چاپخانه می‌سوزاند. (تنها نسخه‌ی موجودِ آن نزد سيروس طاهباز است).

ترجمه‌ی طلا در لجن اثر ژيگموند موريتس و رمان بزرگ پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موريو کايی با تعدادی داستان کوتاهِ نوشته‌ی خودش و همه‌ی يادداشت‌های فيش‌های کتاب کوچه در يورش افراد فرمانداری نظامی به خانه‌اش ضبط شده از ميان می‌رود و خود او موفق به فرار می‌شود. بعد از چند بار که موفق می‌شود فرار کند در چاپخانه‌ی روزنامه‌ی اطلاعات دستگير می‌شود.

۱۳۳۳

زندانی سياسی در زندان موقت شهربانی و زندان قصر، (۱۳ تا ۱۴ ماه).

در زندان دستور زبان فارسی را می‌نویسد و تعدادی شعر.

۱۳۳۴

آزادی از زندان.

چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقی نقاشيان نامی به قصد چاپ با خود می‌برد و ديگر هرگز پيدايش نمی‌شود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهی به عنوان نخستين تجربه‌ی شعر روايی به زبان محاوره.

نمایشنامه‌ی «مردگان برای انتقام باز‌می‌گردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بی‌آفتاب»

رمان‌های: لئون مورنِ کشيش اثر بئاتريس بِک، زنگار اثر هربر لوپوريه، برزخ اثر ژان روورزی.

فرزندان: سياوش، سيروس، سامان و ساقی.

۱۳۳۵

سردبيری مجله‌ی بامشاد

۱۳۳۶

مجموعه‌ی اشعار هوای تازه.

افسانه‌های هفت گنبد، حافظ شيراز، ترانه‌ها (رباعيات ابوسعيد ابوالخير، خيام و بابا طاهر).

ازدواج دوم.

سردبیری مجله‌ی آشنا

مرگ پدر

۱۳۳۷

ترجمه‌ی رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو با عطا بقايی.

سردبيری اطلاعات ماهانه، دوره‌ی يازدهم.

۱۳۳۸

قصه‌ی خروس‌زری پيرهن‌پری برای کودکان.

تهيه‌ی فيلم مستند سيستان و بلوچستان برای شرکت ايتال کونسولت.

آغاز همکاری با سينماگران. نوشتن فيلم‌نامه و ديالوگ فيلم‌نامه.

۱۳۳۹

مجموعه اشعار باغ آينه.

سردبيری ماهنامه‌ی اطلاعات (دو شماره).

تاءسيس و سرپرستی اداره‌ی سمعی و بصری وزارت کشاورزی با همکاری هادی شفائيه و سهراب سپهری.

سردبیری مجله‌ی فردوسی

۱۳۴۰

سردبيری کتاب هفته(۲۴ شماره‌ی اول)

جدايی از همسر دوم، با ترک همه چيز و از آن جمله برگه‌های کتاب کوچه.

۲ـ۱۳۴۱

آشنايی با آيدا (۱۴ فروردين ).

بازگشت به کتاب هفته.

ترجمه‌ی نمايشنامه‌های درخت سيزدهم اثر آندره ژيد و سی‌زيف و مرگ اثر روبر مِرل.

۱۳۴۳

ازدواج با آيدا در فروردين ماه و اقامت در ده شيرگاه (مازندران).

مجموعه‌ی اشعار آيدا در آينه و لحظه‌ها و هميشه.

ماهنامه‌ی انديشه و هنر ويژه‌ی ا.بامداد به سردبيری و مديريت دکتر ناصر وثوقی.

۱۳۴۴

مجموعه‌ی اشعار آيدا: درخت و خنجر و خاطره!

ترجمه‌ی کتاب ۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون.

تحقيق و گردآوری و تدوين کتاب کوچه. (برای سومين‌بار از نو آغاز می‌کند!)

۱۳۴۵

مجموعه‌ی اشعار ققنوس در باران.

هفته‌نامه‌ی ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتيماتوم وزير اطلاعاتِ وقت تعطيل می‌شود.

شب شعر به دعوت انجمن ايران و آمريکا.

تهيه‌ی برنامه‌ي کودکان برای تلويزيون به اسم «قصه‌های مادربزرگ»

۱۳۴۶

سردبيری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه‌ی خوشه.

ترجمه‌ی کتاب قصه‌های بابام اثر ارسکين کالدوِل.

عضويت کانون نويسنده‌گان ايران.

شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجويان.

سخنرانی در دانشگاه شيراز.

۱۳۴۷

تحقيق روی غزليات حافظ و تاريخ دوره‌ی حافظ.

نمايشنامه‌ی عروسی خون اثر فدريکو گارسيا لورکا.

ترجمه‌ی غزل غزل‌های سليمان.

شب شعر به دعوت انجمن فرهنگی ايران و آلمان، گوته.

«شب‌های شعر خوشه» به مدت يک هفته از سوی مجله‌ی خوشه.-فستيوال بزرگ شاعران-

يادنامه‌ی هفته‌ی شعر و هنر خوشه.

۱۳۴۸

قصه‌ی منظوم چی شد که دوستم داشتن برای کودکان.

تعطيل مجله‌ی خوشه با اخطار رسمی ساواک.

برگزيده‌ی شعرهای احمدشاملو (سازمان نشر کتاب).

مجموعه‌ی اشعار مرثيه‌های خاک.

۱۳۴۹

مجموعه‌ی اشعار شکفتن در مه.

قصه‌ی ملکه‌ی سايه‌ها برای کودکان.

کارگرانی چند فيلم فولکلوريک برای تله‌ويزيون: «پاوه، شهری از سنگ» و «آناقليچ داماد می‌شود»

ترجمه‌ی تعدادی قصه برای کودکان «سه بزغاله و نی‌لبک جادو»، «روباه پير و زاغی بی‌تدبير» و «اشک تمساح»


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳۸۳
 

دلم براي شما و براي نوشتن تنگ شده بود. ولي از شما چه پنهون، اون سردرگمي و بي حوصلگي كه هرازگاهي دچارش ميشم باز به سراغم اومده .بديش هم اينه كه اين آمدن مهمان ناخوانده هيچ دليل خاصي نداره. شايد بهتر باشه يه مدت اينترنت رو ترك كنم! شايد آرامش روحي بهترين درمان سردرگمي باشه.


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۳
 

حاکميت و جنبش دانشجويی؛ پنج سال پس از 18 تير
 

 
 
دانشجويان از اصلی ترين نيروهای خواهان اصلاحات سياسی محسوب می شدند
دانشجويان از اصلی ترين نيروهای خواهان اصلاحات سياسی محسوب می شدند
پنج سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران و وقايع دانشگاه تبريز، هجدهم تيرماه، همچنان نه تنها مهم ترين روز سال برای دانشجويان است، بلکه از جمله روزهايی است که مسئولان جمهوری اسلامی را وا می دارد تدابير ويژه ای اتخاذ کنند، اگرچه تاکيد می کنند نگرانی از فرا رسيدن اين روز ندارند.

مسيری که حوادث، در پنج سال گذشته در ايران پيموده اند و به ويژه سرگذشت فعاليت ها و تحرکات دانشجويی در سال های اخير، در پنجمين سالگرد حادثه 18 تير نتايجی را به همراه داشته که اگرچه در دو رويکرد به ظاهر متفاوت نمودار شده اند، اما معنای واحد و به هم پيوسته ای دارند.

افزايش تدابير امنيتی؛ کاهش تمايل به اعتراض

در آستانه فرا رسيدن 18 تير، به همان اندازه که رهبران جمهوری اسلامی بر شدت تدابير خود برای جلوگيری از هرگونه رخدادی که خود از آن به عنوان نا آرامی و اغتشاش ياد می کنند افزوده اند، فعالان دانشجويی نيز کمتر از هر زمان ديگری، کوشيده اند در گفتگو با مسئولان، امکانی برای برگزاری رسمی برنامه هايی به همين مناسبت را بيابند.

هر چند همان تلاش های اندک نيز امسال صريح تر و سريع تر از سال های قبل، با استناد به برخی مصوبه های شورای عالی امنيت ملی و يا حتی بدون ذکر دليلی قانونی رد شده اند و اين نکته به روشنی با دانشجويان در ميان گذاشته شده که حق برپايی هيچ مراسمی را برای بزرگداشت روز 18 تير ندارند.

تصميم قاطع حاکميت

به نظر می رسد جلوگيری از هر گونه تحرک و فعاليت اعتراض آميز به مناسبت 18 تير، پس از آنکه اين روز در سال های پس از 1378 به بستری آماده برای شکل گيری برخی نا آرامی ها بدل شد، تصميمی قاطع است که در بالاترين سطوح رهبری جمهوری اسلامی اتخاذ شده و دستگاه های امنيتی، اطلاعاتی، قضايی و اجرايی، فارغ از آنکه در اختيار کدام يک از دو جناح درون حاکميت قرار دارند، در عملی ساختن آن به توافق نظری کامل با يکديگر دست يافته اند.

در اين ميان، اگر چه محافظه کاران حتی در کلام نيز چندان تمايلی ندارند که فرا رسيدن سالگرد 18 را به ياد بياورند، فرماندهان انتظامی و نيز مسئولان وزارتخانه های کشور و علوم، با اتخاذ راهکارهايی نظير افزايش اقدامت امنيتی و انتظامی، عدم صدور مجوز برای هر نوع مراسم و نيز تلاش برای برگزاری امتحانات آخر ترم و تعطيلی خوابگاه ها تا پيش از 18 تير، زمينه را برای سپری شدن آرام اين روز جنجالی فراهم می کنند.

چنين فرآيندی، اگرچه می تواند تا مدتی موثر واقع شود، اما در عين حال به طور غير قابل اجتنابی باعث خواهد شد که جنبش دانشجويی در رويکرد تازه خود مبنی بر انتقاد بی پرده از نقش و عملکرد جناح اصلاح طلب درون حاکميت پابرجاتر شوند.

فقط در حد سخن

اصلاح طلبان جمهوری اسلامی، پس از واقعه 18 تير، هرچند حمله به خوابگاه دانشجويان را به شدت محکوم کردند، اما اقدامات آنان، در حالی که دو قوه از مجموع سه قوه حکومتی را در اختيار داشتند، در نهايت از سخن و انتقاد فراتر نرفت و نتيجه ای عملی در دفاع از دانشجويان را در پی نداشت.

حمله به خوابگاه دانشجويان باعث بروز نا آرامی های گسترده ای در چند شهر شد
حمله به خوابگاه دانشجويان باعث بروز نا آرامی های گسترده ای در چند شهر شد

به علاوه، جناح اصلاح طلب که اکنون قوه مقننه را نيز از دست داده، در تحقق شعارها و برنامه های خود نيز ناکام مانده و همين امر، بر شدت انتقاد دانشجويان، به عنوان يکی از اصلی ترين گروه های هوادار اصلاحات افزوده است.

در عين حال، فاصله گيری طيف چشمگيری از فعالان جنبش دانشجويی از اصلاح طلبان درون حاکميت از يک سو و تغيير موازنه قوا بين دو جناح در ماه های اخير از سوی ديگر نيز موجب شده که بخش قابل توجهی از چهره های شاخص جناح اصلاح طلب، دست کم همچون گذشته از جنبش دانشجويی و 18 تير سخن نگويند و در بهترين حالت، سکوت را بر هر حرف و اقدامی ترجيح دهند.

به اين ترتيب، سير حوادث به گونه ای است که با از بين رفتن يک لايه ميانجی، که در سال های اخير بين دانشجويان منتقد و ساختار قدرت، منطقه ای حايل را پديد آورده بود، جنبش دانشجويی به سويی حرکت خواهد کرد که در دورترين نقطه ممکن از جمهوری اسلامی به عنوان واحدی يکپارچه قرار گيرد؛ امری که کمترين پيامد آن، افزايش هزينه های برخوردهای آتی دانشجويان و حاکميت خواهد بود.

رسيدن به چنين وضعيتی، به طور مشخص و محسوس، فعاليت ها، رويکردها، شعارها و برنامه ها را در داخل جنبش دانشجويی نيز تحت تاثير قرار خواهد داد.

تقسيم بندی های پيچيده

گذشته از اکثريت خاموش دانشجويانی که جز در مواقع خاص تمايلی به حرکت های سياسی نشان نمی دهند، دانشجويان فعال را به طور عمومی می توان به دو گروه هوادار حاکميت( شامل وابستگان به محافظه کاران و نزديکان به اصلاح طلبان) و مخالف جمهوری اسلامی تقسيم کرد.

با اين همه، تقسيم بندی و تفکيک جزيی تر اين گروه ها مستلزم دقت بيشتری است؛ زيرا بسته به موقعيت، گاه بازشناسی آنها از يکديگر کاری دشوار است.

در شرايطی که گاه خواسته های طيف هايی از مخالفان جمهوری اسلامی و هواداران اصلاحات بر يکديگر منطبق می شود، دانشجويان هوادار جمهوری اسلامی همزمان نشان داده اند که علی رغم همه اختلاف نظرهای پردامنه خود، بر سر نکات بنيادين و کليدی مانند حفظ قانون اساسی موجود و بقای نظام در کنار هم قرار می گيرند.

خيابان های اطراف خوابگاه دانشگاه تهران به محل درگيری دانشجويان و نيروهای تندرو تبديل شد
خيابان های اطراف خوابگاه دانشگاه تهران به محل درگيری دانشجويان و نيروهای تندرو تبديل شد

از سوی ديگر، در حالی که شماری از تشکل ها و گروه های نزديک به جناح محافظه کار، مانند بسيج دانشجويی و جامعه اسلامی دانشجويان با حمايت کامل حاکميت می کوشند بر فعاليت های دانشجويی تسلط يابند، تشکل های دانشجويی هوادار اصلاحات نيز، در تعريف ميزان دوری و نزديکی خود به قدرت و معنای داشتن رويکردی انتقادی نسبت به حاکميت با موانع و ملاحظات متعددی دست به گريبانند.

همين ملاحظلات نه تنها دفتر تحکيم وحدت را، به عنوان بزرگترين تشکل هوادار اصلاحات به دو طيف علامه و شيراز تقسيم کرد، بلکه در درون طيف علامه نيز که اکنون مهمترين نمود جنبش دانشجويی در ايران محسوب می شود، تقسيم بندی های تازه ای را به وجود آورد که به ويژه حول محورهايی نظير ميزان انتقاد از اصلاح طلبان، تعيين شعارهای استراتژيک و مبانی فکری و نظری شکل گرفته اند.

خسته و بدون برنامه

با اين همه، هيچ يک از اين تشکل ها، حتی طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، توانايی ساختاری و تشکيلاتی و از آن مهمتر، ظرفيت فکری و برنامه ای لازم برای جذب بخش قابل توجهی از جمعيت ميليونی دانشجويانی را نداشته اند که در سال های اخير اغلب در حالتی به سر برده اند که عمدتا از آن به عنوان بی تفاوتی، ياس و سرخوردگی و دلزدگی از سياست ياد شده است.

در سال های اخير، با آنکه گروه ها و تشکل های دانشجويی متعددی با رويکردها و برنامه هايی حتی راديکال پديد آمده اند، اما اين گروه ها نيز به دلايل گوناگون نظير مشکلات داخلی و برخوردهای حکومتی، امکانی برای گسترش و رشد نداشته اند.

همه اين مسايل، اکنون باعث شده که به ويژه طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، از ضرورت بازنگری اساسی در ساختار تشکيلاتی و برنامه ای خود سخن به ميان آورد و حتی پايه ريزی تشکيلاتی جديد را مورد توجه قرار دهد که بتواند با سازماندهی جنبش دانشجويی، طيف های متنوع تر و گسترده تری از دانشجويان را در بر بگيرد و به خواسته های آنان پاسخ گويد.

با اين همه، بحث ها درباره تاسيس چنين تشکيلات جديدی که هر گروه با توجه با اهداف و خواسته های خود از آن با نام هايی چون "پارلمان دانشجويی"، "دفتر تحکيم دموکراسی" و "جنبش جمهوری خواهی و دموکراسی خواهی" ياد می کند، هنوز مراحل مقدماتی خود را می گذراند و به نظر می رسد که تحقق آن، به طور کامل به وضعيت عمومی جامعه و تحولات آتی در فضای سياسی کشور گره خورده است.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۳
 

بدون شرح . . .

18 تير

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۳
 

سلام. صبح نت قطع بود. الان که ديدم ديگه قطع نيست گفتم يادداشت فردا رو امروز بزنم . . .

 

بدون شرح . . .

18 تير

پيمان پيران

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۳
 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۳
 

 ديروز كتاب ساعت شوم رو تموم كردم. آخراي كتاب بدجوري حوصله ام سر رفته بود، ولي رويهم رفته كتاب خوبي بود.
   « عدالت لنگان لنگان راه ميرود؛ ولي در نهايت به مقصد ميرسد.»

                                                 ساعت شوم- گابريل گارسيا ماركز


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۳
 

 

از شهر سرد

 

صحرا آماده روشن بود

و شب، از سماجت و اصرار خويش دست مي كشيد

 

من خود، گرده هاي دشت را بر ارابه ئي توفاني در نور ديدم:

اين نگاه سياه آزرمند آنان بود - تنها، تنها - كه از روشنائي صحرا

[ جلوه گرفت

و در آن هنگام كه خورشيد، عبوس و شكسته دل از دشت مي گذشت،

آسمان ناگزير را به ظلمتي جاودانه نفرين كرد.

 

بادي خشمناك، دو لنگه در را بر هم كوفت

و زني در انتظار شوي خويش، هراسان از جا برخاست.

چراغ، از نفس بويناك باد فرو مرد

و زن، شرب سياهي بر گيسوان پريش خويش افكند.

 

ما ديگر به جانب شهر تاريك باز نمي گرديم

و من همه جهان را در پيراهن روشن تو خلاصه مي كنم.

***

سپيده دمان را ديدم كه بر گرده اسبي سركش، بر دروازه افق به انتظار

[ ايستاده بود

و آنگاه، سپيده دمان را ديدم كه، نالان و نفس گرفته، از مردمي كه

[ ديگر هواي سخن گفتن به سر نداشتند،

[ دياري نا آشنا را راه مي پرسيد.

و در آن هنگام، با خشمي پر خروش به جانب شهر آشنا نگريست

و سرزمين آنان را، به پستي و تاريكي جاودانه دشنام گفت.

 

پدران از گورستان باز گشتند

و زنان، گرسنه بر بورياها خفته بودند.

كبوتري از برج كهنه به آسمان ناپيدا پر كشيد

و مردي، جنازه كودكي مرده زاد را بر درگاه تاريك نهاد.

 

ما ديگر به جانب شهر سرد باز نمي گرديم

و من، همه جهان را در پيراهن گرم تو خلاصه مي كنم.

***

خنده ها، چون قصيل خشكيده، خش خش مرگ آور دارند.

سربازان مست در كوچه هاي بن بست عربده مي كشند

و قحبه ئي از قعر شب با صداي بيمارش آوازي ماتمي مي خواند.

 

علف هاي تلخ در مزارع گنديده خواهد رست

و باران هاي زهر به كاريزهاي ويران خواهد ريخت

مرا لحظه ئي تنها مگذار،

مرا از زره نوازشت روئين تن كن:

من به ظلمت گردن نمي نهم

همه جهان را در پيراهن كوچك روشنت خلاصه كرده ام و ديگر

[ به جانب آنان باز نمي گردم.

*****


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳۸۳
 

  شهر سرد...
 
  از غروب دلگير شهري سرد،از پشت ديوارهاي شيشه اي و سيماني خانه اي دور ،از درون قلبي بي تاب انسانيت و از درون روحي زنداني در قفس تن ؛ چه ميتوانم بگويم؟!
  كاش ميشد همه ي شهرهاي سرد و خانه هاي دور را ترك كرد و اين قلب بي تاب و روح اسير را آزاد كرد و در بي نهايت گام نهاد.
  روح من بي تاب تر از آن است كه همه ي سالهاي زندگي ام را درون اين قفس زنداني بماند...من نميدانم چگونه آزاد گردم. من نميدانم چگونه بميرم ؛ قبل از اينكه بميرم .من نميدانم چكونه بايد پرواز كنم.من نميدانم چگونه آدمها را به شنيدن صداي روحشان فراخوانم...من نميدانم.
  چه كسي ميداند؟
  شايد بايد پاسخ همه ي اين سوالات را در واژه ي «ايمان» جست...

  «ايمان ، پيش از تجربه حقيقت را درك ميكند.» جبران خليل جبران


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۳
 

سلام. حسابرسی خوب بود

البته بايدم خوب ميشد

 


 
comment نظرات ()