سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳۸٤
 

چون با بدی درآمیختم، خوبی را شناختم.آنکه چونان مرا بر زمین میزد، خلاء حضور کسی بود که مرا رها سازد. حضور خوبی را برای خود معنا کردم و در قلبم متجلی گشت. قلبم گرم شد و دستانم را بسوی خدا گستراندم. آتشی در سینه ام درگرفت و بدی را مغلوب کرد، بخشیدم، آزادم کرد...

چه مردی!
چه مردی!
که میگفت
         قلب را شایسته تر آنکه
         به هفت شمشیر عشق

                               در خون نشیند.


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤
 

در آميختن


مجال
بي رحمانه اندك بود و
واقعه
سخت
نامنتظر.

از بهار
حظ ّ تماشائي نچشيدم،
كه قفس
باغ را پژمرده مي كند.

از آفتاب و نفس
چنان بريده خواهم شد
كه لب از بوسه نا سيراب.

برهنه
بگو برهنه به خاكم كنند
سرا پا برهنه
بدان گونه كه عشق را نماز مي بريم،-
كه بي شايبه حجابي
با خاك
عاشقانه
در آميختن مي خواهم


احمد شاملو-ابراهیم در آتش

 

 


 
comment نظرات ()