سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٤
 

۱۶ آذر روز دانشجو مبارک


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٤
 

شاخص


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٤
 

         این گفت و گو به مناسبت 16 آذر سال 83 در دانشگاه تهران برگزار شده بود.

 

 

 

گروه سياسى ، نيلوفر منصوريان: «آمده ام كه در اين جلسه بشنوم و به پرسش هاى شما پاسخ دهم و مطالبى را در مورد دغدغه هاى خود بگويم و دغدغه هاى شما را بشنوم.» سيدمحمد خاتمى رئيس جمهورى ديروز در روزهاى پايانى مسئوليت رياست جمهورى خود و در ديدارى كه به نظر مى رسد آخرين ديدار وى با دانشجويان باشد، انتقادهاى آنان را شنيد و به بخشى از آنها پاسخ داد. هر چند كه ظاهراً هيچ يك از پاسخ هايش مورد قبول دانشجويان قرار نگرفت. خاتمى روز گذشته از انتقادهاى تند دانشجويان در امان نماند. شايد به اين دليل كه آمده بود تا حرف هاى آنها را بشنود و شنيد: «چرا در برابر توقيف مطبوعات سكوت كرديد، چرا براى ۴ سال دوم كانديدا شديد، چرا با سكوت خود به فضاى رعب و وحشت شدت بخشيديد چرا انتخابات مجلس هفتم را برگزار كرديد.» و ده ها پرسش ديگر و خاتمى تلاش كرد كه به اين انتقادها پاسخ دهد. «چرا دوستان فكر و تصور مى كنند و وقتى تصورشان جور نشد، مى گويند عقب نشينى. بنده چه شعارى دادم كه از آن عقب نشينى كردم؟» و باز پاسخ شنيد: «آزادى انتخابات» و خاتمى به آنها گفت: جا براى بحث وجود دارد. وى ادامه داد: «اگر هم عقب نشينى بوده، بنده در مقابل هيچ كس و هيچ چيز عقب نشينى نكرده ام، در مقابل نظامى كه به آن معتقدم، عقب نشينى كرده ام.» رئيس جمهورى كه ديروز همزمان با ۱۶ آذر روز دانشجو در تالار شهيد چمران دانشكده فنى دانشگاه تهران در جمع دانشجويان سخن مى گفت ۳ سال پيش به ديدار دانشجويان رفته و با آنها سخن گفته بود. وى روز گذشته پس از آنكه در مورد ۱۶ آذر روز دانشجو سخن گفت، به پرسش هاى دانشجويان گوش سپرد. گاهى لبخند زد و گاهى چهره درهم فرو كشيد و قلم را بر روى كاغذ برد و نوشت. وى همچنين ديروز اعلام كرد كه از كج انديشان متعصب طلبكار است نه از ملت بلكه از كسانى كه مطالبات مردم را نديدند و در برابر آن صف آرايى كردند. خاتمى در ادامه از برخى اصلاح طلبان نيز به خاطر تكرار تجربه هاى گذشته به دليل جوزدگى انتقاد كرد.
پرسش هاى دانشجويان
اولين دانشجويى كه ديروز خطاب به خاتمى سخن گفت رضا زمانى نماينده انجمن اسلامى دانشگاه علوم پزشكى دانشگاه تهران بود. وى سخنان خود را اين طور آغاز كرد: «متشكريم از اينكه پس از ۳ سال باز هم به ميان ما آمديد، هر چند براى شنيدن خواسته هاى ما ديگر زمانى باقى نمانده است.» و خاتمى چنين پاسخ داد: «خيال نكنيد با رفتن من همه چيز تمام مى شود. هنوز زمان زيادى مانده است.» و زمانى ادامه داد: «شما در دانشگاه صنعتى شريف مطرح كرديد كه اجازه برخورد با مطبوعات را نمى دهيد ولى در قبال برخورد با مطبوعات واكنش نشان نداديد؟ دانشجويان پشتوانه شما در پروسه اصلاحات بودند اما برخورد با آنها شدت يافت و جريان كوى دانشگاه توسط جريان محافظه كار تبيين شد و اكنون حمله به رئيس دانشگاه علم و صنعت. شما با سكوت خود به فضاى رعب و وحشت شدت بخشيديد و امروز همچنان در سكوت به سر مى بريد.» وى در ادامه با بيان اينكه جامعه دانشگاهى روزهاى سختى را پشت سر گذاشته، اظهار داشت: «خداوند خاتمى را آفريد كه صبر مردم را آزمايش كند و ما آفريده شديم تا سوءاستفاده از اين صبر را نظاره گر باشيم.» سپس نماينده انجمن اسلامى دانشكده علوم پزشكى دانشگاه تهران سئوال هاى خود را مطرح كرد: «چرا با آگاهى از موانع ساختارى براى ۴ سال دوم كانديدا شديد؟ چرا در ماجراى كوى دانشگاه و توقيف مطبوعات كوتاه آمديد؟ آيا شما اقتدار لازم را براى انتخابات دموكراتيك كه مشروعيت خود را از مردم بگيرد، داريد؟ چرا در برابر عدول از لوازم مردمسالارى كوتاه آمديد؟ بگوييد كجا كوتاه نيامديد؟» و در تمام اين مدت خاتمى پرسش ها را مى نوشت تا به آنها پاسخ دهد. گاهى به دانشجويان مى نگريست، پلاكاردهاى آنان را مى خواند، لبخندى مى زد و باز با دقت به سخنان نماينده دانشجويان گوش مى داد. هر چند كه صداى دانشجويانى كه پشت درهاى سالن شهيد چمران مانده بودند كمتر در سالن شنيده مى شد. پس از آن حسن رضوى نماينده بسيج دانشجويى با قرائت بخشى از وصيت نامه امام (ره) نسبت به ،به انحراف كشيده شدن دانشگاه ها هشدار داد و گفت: امروز دانشجويانى كه متهم به توهين به رئيس جمهور بودند، آمده اند تا مانع توهين به خاتمى شوند. اين دانشجو كه سخنانش با اعتراض برخى دانشجويان ديگر روبه رو شده بود، خطاب به خاتمى با بيان آنكه جامعه مدنى مورد نظر شما چه بود، افزود: ما همچنان خاتمى را مسئولى دلسوز مى دانيم. محسن مظاهرى نماينده خانه نوانديشان جوان نيز با خواندن داستانى، رئيس جمهورى را به قهرمان آن قصه تشبيه كرد و از سخنان خاتمى مبنى بر اينكه چرا دنبال قهرمان مى گرديد، انتقاد كرد. نماينده شوراى صنفى دانشجويان نيز بخشى از شعرى را كه رئيس جمهورى در پايان  «نامه اى براى فردا» نوشته بود، خواند كه خاتمى پس از آن به وى احسنت گفت. «چرا در دور دوم رياست جمهورى حضورتان را كمرنگ تر كرديد؟» اين پرسش مرتضوى به نمايندگى از انجمن اسلامى دانشكده فنى دانشگاه تهران بود كه خطاب به رئيس جمهورى عنوان كرد.

 

• از دانشجويان معذرت مى خواهم
در اين زمان دانشجويانى كه به دليل كمبود جا قادر به حضور در سالن محل حضور خاتمى نبودند از وى خواستند تا نسبت به آوردن آنها به سالن شهيد چمران اقدام كند. آنها همچنين از برخوردهايى كه با آنان پشت درهاى سالن شده بود، انتقاد كردند كه رئيس جمهورى از تمامى آنها عذرخواهى كرد. «من از دانشجويان عزيز معذرت مى خواهم، باعث شرمسارى ما شد.» و افزود: «هيچ كس حق اهانت به دانشجويان را ندارد.» پس از آن يكى از درهاى سالن باز شد و تعداد ديگرى از دانشجويان در حالى كه نسبت به برنامه ريزى صورت گرفته براى حضور آنها در روز دانشجو اعتراض داشتند وارد سالن شدندخاتمى بار ديگر خطاب به دانشجويان گفت: «واقعاً از آنچه پيش آمده متاسفم هر چند نقشى در آن نداشتم. دوستان فكر مى كردند كه جا كافى است ولى شايد بهتر بود كه اين جلسه در فضاى باز برگزار شود.» رئيس جمهورى همچنين بر طرح ديدگاه ها از سوى گرايش هاى مختلف در اين جلسه تاكيد كرد و گفت: فكر مى كنم مطالبى از سوى همه گرايش ها در اين جلسه بيان شد. پس از سخنان خاتمى نماينده انجمن اسلامى دانشجويان دانشكده فنى دانشگاه تهران به سخنان خود ادامه داد و از افتخارات برخى نمايندگان مجلس در مورد افزايش قيمت بنزين انتقاد كرد. وى همچنين اظهار اميدوارى كرد كه انتخابات رياست جمهورى به پايان مرگ اصلاحات منجر نشود.
• ديكتاتورها غير از خودشان را قبول ندارند
در اين حال يكى از دانشجويان مجدداً به رئيس جمهورى گفت كه افرادى كه درون سالن نشسته اند دانشجو نيستند كه خاتمى پاسخ داد: «فقط ديكتاتورها هستند كه غير از خودشان را قبول ندارند و اميدوارم در دانشگاه ها شاهد حضور ديكتاتورها نباشيم. ما بايد عقايد مختلف يكديگر را تحمل كنيم.» در ادامه برخى از دانشجويان به وى گفتند: خاتمى تو به ما پشت كرده اى كه خاتمى با خوشرويى با بيان اين كه روى من به شماست خطاب به منتقدان دانشجو گفت: «انشاءالله پس از من كسانى خواهند آمد كه به گفته خود عمل مى كنند و شما نتيجه عمل آنها را خواهيد داد.»
• راى مردم تشريفاتى نيست
و پس از آن رئيس جمهورى در حالى كه از رفتار برخى از دانشجويان گله مند شده بود سخنان خود را در پاسخ به پرسش ها و انتقادهايى كه از ابتداى جلسه ديروز تا پايان آن ادامه داشت آغاز كرد. جلسه اى كه در اولين سال ديدار خاتمى با دانشجويان رنگ و بوى ديگرى داشت سرشار از شعارهاى حمايت از خاتمى بود و ديروز نسل جديدى از دانشجويان با بغض هاى فروخورده از تمام حوادث ۷ سال گذشته تنها از وى براى عملكردش انتقاد كردند. در هر حال خاتمى روز گذشته چنين گفت: «خواهران و برادران اعتقاد دارم و به اين اعتقاد پايبندم كه راهى جز استقرار مردمسالارى براى نجات كشور نيست. اسلام هم در صورت حفظ مردم سالارى حفظ مى شود؛ در صورتى كه بينشى از اسلام داشته باشيم كه با معيارهاى مردمسالارى سازگار باشد. در اسلامى كه من مى شناسم رأى مردم، تشريفاتى نيست. حكومت و همه اركانش بايد متكى به رأى مردم باشند. رئيس جمهور ادامه داد: «حتى حكومت منسوب به اسلام اگر مورد توافق مردم نباشد، قابل قبول نيست. اسلامى كه من مى شناسم نه تنها با رأى مردم در نظام و حكومت تحقق پيدا مى كند كه در بقاى آن هم متكى به رأى مردم است. اگر روزى مردم حكومت را نخواستند او حق تحميل خود را با زور بر مردم ندارد.» خاتمى ادامه داد: «براى اينكه بتوانيم دين سازگار با مردم سالارى داشته باشيم بايد در دين نوآورى كنيم نه اينكه بدعت بگذاريم.» وى تأكيد كرد كه نمى توان تحولات امروز بشر را از جمله در مورد زنان با توجه به رشد اجتماعى همچنان ناديده گرفت و آن را متناسب با نظام هاى قبيله اى ديد. خاتمى با بيان اينكه در همه زمينه ها بايد نوآورى داشت، گفت: آنچه بايد عوض شود دين خدا نيست بلكه اين بينش و داورى ماست كه بايد عوض شود. رئيس جمهور ادامه داد: حكومت موفق دينى جز با تغيير پايدار نخواهد بود. يكى از عظمت هاى امام امت، شجاعت و شفافيت در بيان مواضع نويى بود كه سبب تحولاتى در جامعه ما و در مقابل بينش سنتى، منشاء تحول شد گرچه با كمال تاسف پس از درگذشت امام مى بينيم كه باز هم بينش هاى محافظه كارانه بعضاً در جامعه ما حاكم مى شود. اين نظر من است كه يك ذره از آن عدول نكرده ام و همچنان با كمال افتخار آن را ادامه مى دهم.
• اعتقاد به اصلاحات درون نظام
خاتمى از اعتقاداتش سخن گفت: «اعتقاد بنده به اصلاحات در درون نظام بوده است و اصلاً جمهورى اسلامى را دستاورد بزرگ مردمى ترين انقلاب يعنى انقلاب خودمان مى دانم. به عنوان انسانى كه درك جامعه را دارد حفظ اين نظام را لازم مى دانم. برادران و خواهران! انقلاب تصميم دلبخواهى اين و آن نيست. يك پروسه و عزم مهم تاريخى است و چيزى نيست كه به خواست بنده به وجود آمده باشد و امروز بنده تصميم بگيرم كه انقلاب نباشد.»
• نمى دانيد مسئله چيست
احساساتى برخورد نكنيم. امروز همان ها كه خواستار آزادى و دموكراسى هستند اگر از اين منشأ دور بيفتند گرفتار خواهند شد. باز مى گويم درد مزمن ما استبداد ديرپاست و دواى درد مزمن ما مردم سالارى. ما خواستار آزادى هستيم و از آن گريزى نيست. ما پيشرفت مى خواهيم براى اينكه بمانيم و سربلند باشيم در اين حال جمعى از دانشجويان رفراندوم، رفراندوم اين است شعار مردم را سر دادند كه رئيس جمهور گفت: ان شاءالله قدرت به شما هم مى رسد. خاتمى با بيان اينكه ما ناچاريم آزادى را نهادينه كنيم، گفت: من معتقدم جمهورى اسلامى در جهت تحقق اين خواست به وجود آمد. حال هم اگر اشكالى وجود دارد عصبانى نشويد. شما جوان هستيد و نمى دانيد مسئله چيست. اگر هم اشكالى وجود دارد در ظرفيت هاى معطل مانده قانون اساسى است نه در قانون اساسى.
• دولت با آغوش باز از انتقاد استقبال مى كند
در حالى كه دانشجويان با كف زدن هاى مداوم رئيس جمهور را يك صدا تائيد مى كردند، وى اظهار داشت كه نمى گويم قانون اساسى وحى منزل است و قابل تغيير نيست. قابل تغيير است اما آيا ما همه ظرفيت هاى قانون اساسى را كه مى تواند حداقل هاى نظام دموكراتيك را پديد بياورد پياده كرده ايم تا به فكر تغيير آن باشيم؟ رئيس جمهور خطاب به دانشجويان يادآور شد: شما مى گوييد اصلاحات درون قانون اساسى كه استراتژى من بوده چه كرده است؟ الان به شما مى گويم. مى گويم كه چه كرده است. الان آقايان معترضان در مقابل رئيس جمهور ايستاده اند و با كمال آزادى شعار مى دهند. در كشورهاى جهان سوم قدرتمندترين قدرت هاى رسمى در برابر مردم و در برابر آزادى حقوق مردم قرار دارند. اگر اصلاحات هيچ نتيجه اى نداشت جز اينكه حكومت و دولت منتخب مردم يك لولوى زورگو نباشد و در برابر مردم نايستد، همين اندازه كافى بود. وى گفت: در ايران امروز انتقاد به فلان دستگاه دسته سوم نظامى و قضايى با برخوردهاى شديد مواجه مى شود، ولى دولت با آغوش باز از انتقاد استقبال مى كند. ما بايد ياد بگيريم و بگذاريم هزينه اش را دولت منتخب بپردازد، نگوييم دولت ضعيف است و برخورد نمى كند. دولت از اين جهت خيلى هم قوى است. دولت مى توانست مثل خيلى هاى ديگر بگيرد و ببندد اما اين كار را نكرد، چون استراتژى اش تحمل بود كه مايه دموكراسى است.
• تشكيلات موازى بايد حل شود
خاتمى خاطرنشان كرد: از هيچ كس شكايت نكرده ام و هيچ كس را تحت پيگرد قرار ندادم در حالى كه مى توانستم. اگر هم ديگران به بهانه تضعيف دولت و اهانت به رئيس جمهور قصد تسويه حساب با ديگران را داشتند با آنها برخورد كردم. ابزار سركوب، حذف و صاحب تاريكخانه در بسيارى از كشورهاى پيشرفته يعنى نظام اطلاعاتى و امنيتى است كه امروز باسعه صدرترين دستگاه نظام ماست؛ در عين  حال امروز وزارت اطلاعات شما به جهت تسلط در داخل و خارج بر عواملى كه واقعاً امنيت ما را به خطر مى اندازند، بسيار قوى تر و موثرتر از گذشته و آماده تر و هوشيارتر براى حفظ منافع ملى است، اما در حيطه منافع خود فقط امنيت حاكمان را در نظر ندارد بلكه حاكميت مردم را در نظر دارد؛ از اين رو قابل اعتمادترين و امنيت بخش ترين ارگان نظام شما نظام امنيتى و اطلاعاتى است. اين تحول در تاريخ دويست ساله كشور سابقه نداشته است. اگر هم فعاليت تشكيلات موازى را شاهد هستيم اشكالى است كه بايد حل شود.
• راه دموكراسى
رئيس جمهور تأكيد كرد: حالا هم مى گويم راه درست، حركت در درون جمهورى اسلامى است زيرا مطمئن باشيد آن سوى جمهورى اسلامى نظام دموكراتيك به معناى واقعى كلمه نخواهد بود. گول رانده شدگان از انقلاب را كه مى خواهند براى ما سوغات آزادى و دموكراسى بياورند، نخوريد. راه دموكراسى از مسير جمهورى اسلامى مى گذرد.
• هشدار براى تكرار حوادث سال هاى ۵۲ و ۵۳
وى ادامه داد: آنهايى كه با دين ما مشكل دارند حرف تازه اى نمى زنند و حرف هاى سطحى آنها را ديگران نيز زده اند، بايد بدانند با اين تز كشور را به مسير خطرناكى مى اندازند كه آن سويش معلوم نيست. اگر همه اصلاح طلبان بدون احساسات با شعارهاى آغازين حركت اصلاح گرى حركت مى كردند و با طرح مرتب عبور و مرور ترافيك را سنگين نمى كردند، قطعاً امروز وضعى بهتر از اين داشتيم. خاتمى اظهار داشت: نبايد كار به جايى برسد كه در متن جنبش اصلاحات تجربه اى كه در سال ۵۲ و ۵۳ توسط مجاهدين خلق ايجاد شد، تكرار شود و كسانى پيدا شوند كه تحت نام دين عليه دين قيام كنند.
• از جريانات كج انديش متعصب طلبكارم
رئيس جمهور با بيان اينكه بحمدالله دوران من به سر آمد، خاطرنشان كرد: اما اگر قرار بر طلبكارى باشد، من طلبكارم.
و خاتمى ديروز چنين ادامه داد: «من طلبكارم اما نه از ملت كه ولى نعمت ماست و همه چيز خود را براى استقرار يك نظام مردمى سازگار با دين داده است و امروز هم اگر خطرى باشد نه تنها شعاردهندگان بلكه همان مردان و زنانى كه دست هايشان در خدمت به جامعه پينه بسته است به صحنه خواهند آمد همان گونه كه در جنگ تحميلى به ميدان آمدند اما به نمايندگى از اين ملت از برخى جريانات طلبكارم. از كج انديشان متعصب قدرت طلبى كه حركت اصلاحات را ناديده گرفته اند طلبكارم، از كسانى كه مطالبات مردم را نديدند و در برابر آن صف آرايى كردند و همچنين در برابر مطالبات مردم كه برخاسته از آرمان هاى آنها بود و در دوم خرداد متجلى شد، ايستادند، طلبكارم، زيرا تنگ نظرانه ايستادند و سنگ اندازى كردند و در مقابل كسانى كه در برابر آنچه كه در مردم ايجاد اميد كرده و وجهه ايران را در جهان اسلام و در دنيا بازيافته بود، ايستادند تا آن را خراب كنند طلبكارم. در برابر ملت ايران، متفكران دنياى غرب - نمى گويم سياستمداران - و بسيارى از كشورها به تعظيم برخاستند.
دنياى اسلام با حركتى كه اين ملت و مطالبات تازه اى كه مطرح كرد و رايى كه داد، الگوى مناسبى را در مقابل وابستگان به غرب و در مقابل جنبش طالبانى داد، و به آن روى آورد؛ طلبكارى از آنان است كه در مقابل اين حركت ايستادند و زيان هاى بزرگى را متوجه مردم بزرگوار ما كردند.همان ها كه مى گفتند اگر اين تفكر بيايد انقلاب شكست مى خورد، بعد از پيروزى اين حركت براى انتقاد از آن مشكلات فراوانى آفريدند و با كمال تاسف جمهورى اسلامى را كه جايگاهى والا پيدا كرده بود، به خاطر اين كج روى ها به جايى رساندند كه با كمال وقاحت از سوى آمريكا محور شرارت معرفى و فشار هاى اين گونه زياد تر شد، من از اينها طلبكارم.» خاتمى ادامه داد: «اما از بعضى هاى ديگر هم طلبكارم. از بخشى از اصلاح طلبان كه تجربه سه بار تكرار شده در مشروعيت بعد از شهريور ۲۰ و بعد از انقلاب اسلامى را به خاطر جوزدگى تكرار كردند. همه مطالبات مردم را در بخش مطالبات سياسى خلاصه كردند كه حركت اصلاحى هيچ كارى براى مردم نكرده است، و حال كه مى خواهيم توضيح بدهيم با هو و جنجال جلوى اين توضيح را مى گيرند. رفتارى كردند كه زمينه را براى سخت گيرى نيرو هاى متعصب شديد تر كرد و متاسفانه پايگاه خود را در ميان اكثريت متدينين مردم از دست دادند، امروز متاسفانه در اردوگاه اصلاح طلبان صداهايى مى شنويم كه دشمنان اين ملك و ملت آن را بيان مى كنند.»
• شوراى نگهبان به عهد خود عمل نكرد
وى در بخش ديگرى از سخنان خود با بيان اينكه جمهورى اسلامى را قبول دارم كه چه به لحاظ نظرى و چه به لحاظ عملى با مواضع مردمسالارى و آزادى و پيشرفت سازگار باشد تصريح كرد: از ياد نبريد كه در برابر مفهوم جمهورى اسلامى ايرانى، عبارت طالبانى افغانستان اسلامى هم وجود دارد. خاتمى افزود: معتقدم مدعيان اصلاح طلبى تا دير نشده بنشينند، به انتقاد از خود بپردازند و ببينند چه به دست آورده اند و چه از دست داده اند و چرا از دست داده اند؟ رئيس جمهور در ادامه با اشاره به انتخابات گذشته، خاطر نشان كرد كه اين انتخابات، انتخابات خوبى نبود و گفت: اين در حالى است كه من تاكيد كردم انتخابات بايد آزاد و عادلانه باشد، ولى روند نشان مى داد كه اينگونه نيست. به شدت گفتيم كه انتخابات را برگزار نمى كنيم، جلسه اى در حضور مقام معظم رهبرى برگزار شد و نسبت به روند انتخابات انتقاد كرديم. نظر ايشان اين بود كه انتخابات برگزار شود و ما هم نظر مان اين بود كه شرايط آماده نيست. قرار شد شرايطمان را بگوييم. آن شرايط را نوشتيم (من و آقاى كروبى). نظر رهبرى مساعد با آن بود. ارجاع شد به شوراى نگهبان و بر اين اساس تصميم به برگزارى انتخابات گرفته شد، متاسفانه شوراى نگهبان نه تنها به عهد خود كه به نظر رهبرى نيز توجه نكرد. رئيس جمهور خطاب به آنها گفت دوستى و دشمنى را بگذاريد براى بعد.
• دفع خطر بزرگ از ايران
خاتمى همچنين در ابتداى ديدار ديروز خود با دانشجويان، آنها را ميراث دار ضديت با سلطه بيگانه و استبداد دانست و دفاع از آزادى، استقلال و پيشرفت را از وظايف دانشجويان برشمرد. وى تاكيد كرد: نبايد بگذاريم روز ۱۶ آذر به فراموشى سپرده شود و يا تحريف شود زيرا ممكن است در كشاكش ها مورد سوءاستفاده قرار گيرد.رئيس جمهورى در بخش ديگرى از سخنانش به دستاورد هاى اقتصادى و فنى دولت اشاره كرد و گفت: يكى از دستاورد هاى مهم آن بود كه در مسئله آژانس گذشت و خطر مهمى را از ايران دفع كرد و اگر تدبير نبود، مشكلاتى داشتيم. وى گفت: انشاءالله هم حق خود را خواهيم گرفت و هم مملكت را از توطئه ها مصون خواهيم داشت.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ آذر ۱۳۸٤
 


تو می دانی
می دانی که مرا
سرباز گفتن کدامین سخن است...

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤
 

درگذشت منوچهر آتشی، شاعر معاصر ايرانی
 
 
منوچهر آتشی، يکی از شاعران بزرگ معاصر ايران بر اثر ايست قلبی در سن ۷۴ سالگی جان سپرد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گزارش داده است که آقای آتشی هفته گذشته برای برداشتن يک تومور بدخيم کليه در بيمارستان سينا در تهران بستری شده بود. وی سپس در ۲۶ آبان دچار حمله قلبی شده است.

 

وی بعد از ظهر يکشنبه ۲۹ آبان جان سپرد.

منوچهر آتشی، شاعر معاصر ايرانی
منوچهر آتشی از آخرين شاگردان نيما يوشيج شناخته می شود.
 
 

منوچهر آتشی

گر من مسيح بودم

وقتي كه درد
از سرزمين غربت
از تپه ي بلند ميعاد مي آيد
وقتي كه درد
 بوي غريب غربت دارد
و مرد درد خود را
با درد ناشناس تصليب مي سنجد
حس حقارتي با خشم
 و نفرت كشنده اي از خود
 با جان مرد درد گلاويز مي شود
گر من مسيح بودم
 گر من صليب سنگينم را
 تا انتهاي تپه ي موعود
بر دوش مي كشاندم
و زخم چارميخ
 و چار ميخ درد
 تصوير هاي دنيا را در چشمم
 مغشوش مي كرد
آيا غرور مغرور و سربلندم
مثل عقاب پيري در اوج چرخ
آرام
با تشنج وحشت
آرام ره به گستره ي مرگ مي گشود ؟
و درد درد سهمناك گريه نمي شد؟
و دستهاي پاك گرفتارم
 و دستهاي سرخ شفيعم
 سوي نگاه سرد ستمگر
 به التجا دراز نمي ماند ؟
گر من مسيح بودم بر تپهي صليب
 بر تپه ي شكنجه شقاوت درد
 بر تپه ي تحمل برتپه ي تبسم آيا
خورشيد صبح
كه ميش هاي گرسنه را
سبزاي پهن جلگه عطا مي كند
و چشم هاي خشك مرا
در شبنم زلال شقايق مي شويد
پاهاي ناتوان ايمانم را
در باتلاق هاي پشيماني
يك لحظه سست نمي كرد ؟
 و آهوان رعنا بر آبشخور
 در من قساوت خون
خون و شكار را
 آيا دوباره زنده نمي كردند؟
آيا دوباره پهنه ي آزادي
آن كوچه هاي انبوه با چشم هاي باز محتضر
 مشتاق آيه هاي درخشانم
آن چشم هاي مضطرب كودن
لب هاي نيمه باز حيرت زده
آن عاشقان مبروص
مشتاق يك كلام تبرك
مشتاق لمس شافي دستانم
 آن دشت هاي ملتهب
مشتاق بوسه ها به كف پاي پاك من
 آن ساحل زمردي اردن
با دختران گازر جنجالگر
 آيا مرا فريب نمي دادند
تا لحظه هاي ‌آخر بار امانتم را بگذارم
 تا فيض درد را به آسان بسپارم
تا خنده هاي وحشي شيطان را
 در قصر با شكوه فلك ها طنين دهم
تا دوست را
 اگر چه در آشوب درد رهايم كرد
تا دوست را آري
غمگين و شرمسار ببينم ؟
گر من مسيح بودم
يك صبح مي توانستم
بي چاي داغ مطبوع
 سيگار صبحگاهم را
 از پشت ميله هاي فلزي پنجره
با ياد خوابهاي سحرگاه گل كنم ؟
گر من مسيح بودم
 آيا گل شقايق سيرابي
كافي نبود
تا با صليب و درد شلنگ انداز
از تپه سوي دامنه ي سرخ رو كنم ؟
بار من از مسيح
 سنگينتر است
او با صليب چوبي تنها يكبار
با ميخ هاي آهنيش در دست
 تن را كشيد سوي بلنداي افترا
او با صليب چوبي و دشنام دشمنان
 با كوه سرنوشت گلاويز بود و من
من خود صليب خويشتنم
 من خود صليب گوشتيم را يك عمر
سنگين تر و مهيب تر از خشم هاويه
در كوچه هاي تهمت با خويش مي كشم
 او را
 دشنام دشمنانش مي آزرد
 اما مرا تنفر ياران
و لعنت مداوم روح خويش
او
 فرزند روح قدسي بود و من
 فرزند بازيار غريبي
از بيخه هاي تشنه ي دشتستان
 او تنها
 يكبار مرد يعني
پرواز كرد و من
روزي هزار مرتبه مي ميرم
 درد من از مسيح سنگين تر است

 
 

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۸٤
 

خارپيچ  سوزان 

  فرانتس  كافكا

ترجمه ی  احمد شاملو

 يكهو ديدم  وسط خاربوته  در هم  پيچيده اي  به  تله  افتاده ام . نگهبان  باغ را با نعره اي  صدا زدم . به  دو آمد، اما با هيچ  تمهيدي  نتوانست  خودش  را به  من  برساند.

داد زد:
چه  جوري  توانسته ايد خودتان  را بچپانيد آن  تو ؟ از همان  راه  هم  برگرديد ديگر.

گفتم:
ممكن  نيست . راه  ندارد. من  داشتم  غرق  خيالات  خودم ، آهسته  قدم  مي  زدم  كه  ناگهان ديدم  اين  توام . درست  مثل  اين  كه  بته  يكهو دور و برم  سبز شده  باشد... ديگر از اين  تو بيرون  بيا نيستم  : كارم  ساخته  است

نگهبان  گفت  : عجبا! مي  رويد تو خياباني  كه  ممنوع است  مي چپيد لاي  اين  خارپيچ وحشتناك  و تازه  يك  چيزي  هم  طلب  كاريد... در هر صورت  تو يك  جنگل  بكر گير نكرده ايد كه ، اين  جا يك  گردشگاه  عمومي  است . هر جور باشد درتان  مي  آرند.

 گردشگاه  عمومي  ! اما يك  همچين  بته  تيغ  پيچ  هولناكي ، جاش  تو هيچ  گردشگاه-  عمومي  نيست ... تازه  وقتي  تنابنده اي  قادر نيست  به  اين  نزديك  بشود، چه  جوري  ممكن است  مرا از توش  درآورد؟... ضمنا اگر هم  قرار است  كوششي  بشود بايد فوري  فوري  دست  به  كار شد: هوا تاريك  شده  و من  محال  است  شب  تو همچين  وضعي  خوابم  ببرد. سر تا پام  خراشيده  شده ، عينكم  هم  از چشمم  افتاده  و بدون  آن  هم  پيدا كردن اش  از آن  حرف هاست . من  بي  عينك  كورم

نگهبان  گفت:  
همه  اين  حرف  ها درست ، اما شما ناچار بايد دندان  رو جگر بگذاريد. يك  خرده  طاقت  بياريد. يكي  اين  كه  اول  بايد چند تا كارگر گير بيارم  كه  واسه  رسيدن  به  شما راهي  وا كنند تازه  پيش  از آن  هم  بايد به  فكر گرفتن  مجوز كار از مقام  مديريت  باشم  . پس  يك  ذره  حوصله  و يك  جو همت  لطفا!

 


 
comment نظرات ()