سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
آيينه
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥
 


مي بينم صورتمو تو آينه
با لبي خسته ميپرسم از خودم
اين غريبه کيه از من چي ميخواد
اون به من يا من به اون خيره شده
باورم نميشه هر چي ميبينم
چشامو يه لحظه رو هم ميزارم
به خودم ميگم که اين صورتکه
ميتونم از صورتم ورش دارم
ميکشم دستمو روي صورتم
هر چي بايد بدونم دستم ميگه
منو توي آينه نشون ميده
ميگه اين تويي نه هيچکس ديگه
جاي پاهاي تموم قصه ها
رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روي صورتت تا بدوني
حالا امروز چي ازت مونده به جا...

آينه ميگه تو هموني که يه روز
ميخواستي خورشيدو با دست بگيري
ولي امروز شهر شب خونه ت شده
گاهي بي صدا تو قلبت ميبيني
ميشکنم آينه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آينه ميشکنه هزار تيکه ميشه
اما باز تو هر تيکه ش عکس منه
عکسا با دهن کجي بهم ميگن
چشم اميد و ببر از آسمون
روزا با همديگه فرقي ندارن
بوي کهنگي ميدن تمومشون...


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥
 

فرهاد

تو هم با من نبودي
مثل من با من و حتا مثل تن با من
تو هم با من نبودي
آنکه ميپنداشتم بايد هوا باشد
و يا حتا گمان ميکردم اين تو
بايد از خيل خبرچينان
جدا باشد
تو هم با من نبودي
تو هم با من نبودي
تو هم از ما  نبودي
آنکه ذات درد را بايد صدا باشد
و يا با من چونان
همسفره ي شب
بايد از جنس من و عشق و خدا باشد
تو هم از ما نبودي

تو هم مومن نبودي
بر گليم ما و حتا در حريم ما
ساده دل بودم که ميپنداشتم
دستان نا اهل تو بايد مثل هر عاشق رها باشد
تو هم از ما نبودي

تو هم مومن نبودي
بر گليم ما و حتا در حريم ما
ساده دل بودم که ميپنداشتم
دستان نا اهل تو بايد مثل هر عاشق رها باشد
تو هم با من نبودي يار
اي يار
اي سيل مصيبت بار...


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥
 

جوابیه به مطالب ( ریشه های فارس ستیزی  پان ترکیستها)

 

مطالب سریالی شما را که همانند سریالهای ساده پسند رادیو و تلویزیون ادامه داشت و بیشتر مواقع هم تکراری ارائه میدادید ، با دقت و حوصله خواندم ، نحوه ارائه و نحوه مونتاژ مطالب برایم جالب آمد . خط حرکتی شما در بیان این مطالب به هیچ وجه علمی و آکادمیک نبو د و فقط از شاخه ای به شاخه دیگر پریدید و هنری جز کوبیدن ملیت ترک و آذربایجانی نداشتید و کارتان صرفاٌ مونتاژ مطالب دستچین بود . این نحوه بیان و ارائه مطالب جز ایجاد نفرت و تنفر نژادی چه نتیجه ای خواهد داشت؟   در زمانی که ملت های مترقی جهان جدا از همه وابستگی ها ی نژادی ، سعی در یکی شدن و ساختن دهکده های جهانی می کنند و دنیا را بسیار کوچکتر از آن می بینند که با تعصب های ارتجاعی و عقب مانده آنرا تکه تکه کنند ، شما با طرح مسائلی کاملاً نابجا و ناهنگام و بدون آنکه پختگی و صلاحیت علمی لازم را داشته باشید درمواردی اینچنین حساس که به افتخارات یک ملت بستگی دارد ، بی محابا و بدون آنکه متوجه عواقب فرمایشات بی ریشه یا  با ریشه های پوسیده و متعفن آن باشید ، اضهار فضل می نمایید. حتی در پایان اراجیف خود عنوان می نمائید که دیگر در بحث ترک و ریشه های آن جای صحبتی باقی نمی ماند .

یعنی جنابعالی خود را چنان باور دارید که دست همه نویسندگان ، محققان زبان شناسان ، واژه شناسان باستان شناسان و تاریخ نگاران را با دانش خود از پشت بسته اید. جای بسی تعجب ، جای بسی تعمل ، جای بسی خجالت !!!

در زمانی که دانشمندان عنوان می کنند که دانش تولید شده در10 سال گذشته جهان ، با کل دانش تولید شده نسل بشر از گذشته تاکنون ، کاملاً قابل قیاس بوده  و دانش بشری حتی فراتر و پیچیده تر از تصاعد هندسی در حال ظهور و تبلور است و در شرایطی که همین دانشمندان ، کوچکترین ادعایی در هیچ موردی ندارند و بارها یافته های علمی خود را مورد نقد و ارزیابی دوستانه و خوشبینانه قرارمی دهند و قطعیت را در هیچ زمینه ای جایز نمی دانند ، شما ، پا را از همه فراتر نهاده و متعصبانه به تاریخ ، فرهنگ و گستردگی نژادی و هر آنچه به فکرتان رسیده ، شبیخون زدید . آیا نمی دانید که مثلاً در رابطه با نژاد آریائی تاکنون صدها کتاب و مقاله ارائه شده که باز در بعضی موارد ، مطالبی تحقیقی و با پشتوانه علمی منتشر می شود که همه چیز را زیر سؤال می برد . بعنوان مثال معرفی شرق آنادولی بعنوان خواستگاه اولیه قوم آریائی که در آخرین بررسی های باستان شناسی بدست آمده. با وجود این همه سابقه تحقیق و در زمانی که دانشمندان و اندیشمندان و نه اشخاص مثل شما ، اعتراف می کنند که هنوز هیچ قطعیتی معلوم نیست ، شما ظاهراً همه موارد مربوط به تاریخ ملت ترک را حل و فصل نمودید . گمان می کنم با توجّه به دانش و سماجتی که دارید بهتر است سری به همه موارد حل نشده بشریت همانند ، سیاست ، اقتصاد ، همانند سازی و یا نسبیت انیشتن و ....  بزنید و همه آنها را نیز حل و فصل بفرمائید !!! تا نسل بشر از وجود شما حداکثر استفاده را برده باشد.

جناب حاج آقا تالشی که اسم مبارکتان را هم نمی دانم ، امیدوارم جنابعالی جزو آن نه میلیون ایرانی تحت درمان روانپزشکی که براساس گزارش انجمن روانپزشکان ایران ارائه شده ، نباشید .

به هر حال برای پاک کردن کمی از مطالب عنوان شده شما که قطعاً ذهن بسیاری را مغشوش نموده ، ناچارم ، هر چند وقت کافی ندارم و ادامه این بحث را بی نتیجه میدانم مطالبی عنوان کنم ، دوست عزیز ، میدانید با وجود اینکه بعنوان مثال در مورد بت پرستی که در طول سنه های گذشته مورد توجه و مشغولیت فکری بشر را فراهم کرده بود . تاکنون هیچ کتابی در نقد و محکومیت آن در دنیا چاپ نشده ، میدانید چرا ؟ میدانید چرا هیچ دلیلی در رد آن ارائه نشده ؟ چون بسیاری از طرز فکرها و اعتقادات بشری زائیده زمان و شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه است که با تغییر این زمینه ها ، خودبخود این اعتقادات رونما نیز درمسیر تند باد پیشرفت زمان حذف و محو می شود .

از این جهت ، شاید بهترین حرکت در مقابل شما و همه پان ایرانیستها، سکوت باشد و سکوت و سکوت .

یکی از موارد مورد ادعاء ، شما ، تشابهات ژنتیکی ترک های ساکن در محدوده جغرافیایی سیاسی فعلی ایران با سایر اقوام ساکن در ایران بوده که در این موارد این یافته و اینکه تمام ملیت های ساکن در این منطقه از قبیل ترک و ترکمن و ترکهای قزاق با عربهای ریشه دار ساکن در خوزستان و یا با فارس های ساکن در فلات مرکزی ایران ،یا با بلوچهای ساکن در جنوب شرق که صرفاً ارتباط پیش اوستائی با فارس ها دارند یا ملیت ریشه دار و با خصوصیات منحصر بفرد  کرد و عزیزمان همه و همه یک D.N.A ) ) مشترک دارند ، جای بسی شگفتی است .

آیا این ادعا که رفرنس صحبت های شما بوده عجیب نیست ؟ آیا این ادعا ، همانند ، ادعایی نیست که بعضی از یهودیان( که  آرامی هستند) عنوان می کنند که از نقطه نظر ژنتیکی با کردهای عراق که آریایی اصیل هستند ؟ تشابه دارند !! آیا این ادعا مضحک نیست ؟ آیا این گونه ادعاها ، قبل از علمی بودن ، سیاسی نیستند ؟ !!

اما آنچه که باعث شکل گیری یک جامعه فراگیر و یک ملت است D.N.A ها و میتوکندری ها نیستند بلکه فرهنگ ، جغرافیا ، زبان ، مذهب است . که به یک ملیت معنی و شناسنامه می دهد . به عنوان مثال یک عرب خوزستان ممکن است ، در ترکیب جمعیت خود ، لؤلؤئی داشته باشد یا سومری یا عیلامی یا گروه خونی O داشته باشد یا AB یا مهاجری از حجاز باشد . ولی آنچه در زمان فعلی معنی می دهد  اینست که یک عرب است با خصوصیات فرهنگی ، زبانی ، آداب و رسوم ، طرز فکرو اعتقادات خاص خود و البته محترم . یا یک ترک همانند من ممکن است رگه هایی از گذشته مانند ماناهایا ، اورارتوها یا سکاها و هونها و یا ریشه هائی از کردهای ساکن در آذربایجان یا ازبک ها یا ایغورهای مهاجر و یا حتی اسلاوهای بور مهاجر به آذربایجان داشته باشم ولی آنچه مرا و ملیت من را معنی می کند این است که من ترکم ، ترکی صحبت می کنم ، خصوصیات خاص ترکها را دارم و در جغرافیای آن تنفس می کنم و حق و حقوق اولیه من براساس کنوانسیون حقوق بشر باید محترم شمرده شود .

درتحقیقات علمی با پایه نمونه برداری ، آنچه مهم است تعداد ، وسعت و انتخاب صحیح نمونه ها و حتی زمان نمونه، اهمیت خاص خود را دارد و از این جهات استانداردهای بکار رفته باید جامع و دربرگیرنده کلیه احتمالات گردد . آیا این ادعاهای شما  بر اساس تعداد برداشت ها و نمونه گیری های صحیح صورت گرفته ؟ آیا خنده دار نیست که عنوان کنیم ، ترکمن ها با عرب های ایران یک ریشه نژادی دارند یا ترک ها ، وارثان 7000 سال تمدن شهرنشینی در آذربایجان با اقوام فارسی زبان ، که حدود 3000 سال پیش به فلات ایران مهاجرت کردند ، از نظر ژنتیکی یکسان هستند ؟

یا اصولا" اثبات یا رد این موارد چه نتیجه ای اجتماعی می تواند داشته باشد ؟

بعد از سالها زندگی مشترک اقوام و اینکه فلات ایران از 2000 سال پیش محل تلاقی ملیت های مختلف و توفان ترکیب نژادی بوده ، این موارد به این سادگی و با یک مقاله قابل بررسی است ؟ اصولاً پی گیری این گونه مباحث با چه هدفی دنبال می شود ؟

و از دامن زدن به آن به چه نتیجه ای میرسید ؟

آقای طالشی عزیز، واقعیت های تاریخی را هیچگاه نمی توان مانند قطعات پازل بر اساس خواست سیاسی و اعتقادی ، کنار هم چید و مونتاژ کرد و نتیجه گرفت . زرنگ ترین شما در این جهت کسروی بوده که با تاریخ گونه نگارهای خود نه تنها بسیاری از یافته های  باز را نادیده گرفت بلکه بدون دانش واژه شناسی و بدون استناد به باورهای رد نشدنی باستانشناسی و شناسنامه گذشته آذربایجان ، موهوماتی را تحویل داد که آخر کار ، با عذاب وجدان در وصیت نامه خود اعتراف کرد که همه در جهت سفارش حکومت وقت بوده است .

در دنیای کنونی که به نوعی در جهت حکومت مغزها و سلولهای خاکستری نرون مغزی پیش می رود . ساده انگاری و قضاوت های سریع و با عجله و متعاقب صرفاً یک تشابه اسمی یا لغوی بویژه در مباحث فرهنگی ، دیگر جائی ندارد .

از جهتی من از شما بسیار سپاسگذارم ، چون باعث شدید مطالب و یافته های مستدل خود را در این میان جمع بندی و گرد آوری کنم .

جناب الحاج آقا تالشی

بر ادعای شما که البته از این بابت ادعای جدیدی نیست که مطرح می شود بلکه نشأت گرفته از مسیر حرکت اتحاد داشناکسیون ارامنه و شوونیسم پان فارسیستهای متعصبی است که صرفاً با هدف تمامیت خواهی و سلطه جوئی خود ، پا را فراتر از همه چیز و حتی فراتر از اعتقادات فرهنگی و اخلاقی گذارده و در سالهای اخیر همانند یک صرب فاشیست با تفکرات غلط خود سعی در شکل دهی وایجاد وجاهت به اینگونه ادعاهای واهی و بی اساس  مینمایند .

اینکه ترکها اصلاً ترک نیستند و بعدها دراثر حمله مغولان به ایران مردم فارسی زبان شمال غربی ایران ترک شدند ، اعتقادی سراسر پوچ و خنده دار است .

شما می دانید که با یافته اخیر باستانشناسان حد فاصل اردبیل – مشگین شهر و کشف بقایای بسیار از تمدن التصاقی اورارتوئی در این منطقه ، گستره سرزمینی این تمدن که در نیمه اول سده نهم بیش از میلاد دولت قدرتمند خود را در صحنه تاریخ آذربایجان ظاهر کردند عملاً بعنوان یک ملیت مهم مطرح می شود که اگر یافته های چندین ساله اخیر در این مورد در زمان ویل دورانت بدست آمده بود قطعاً یک بخش اختصاصی ، همانند تمدن آشور و بابل به خود اختصاص می داد .

اگر چنین بود که آذربایجانی ها در اثر حمله مغولها ترک شدند، باید بدانید که تشابه لغوی مغولی با ترکی همانند تشابهی است که مثلاً فارسی با انگلیسی دارد . حتی زبان مغولی خصوصیات التصاقی بودن ترکی را به این شکل فاقد است.یا اگر چنین بوده چرا مردم خراسان که نزدیکتر به مغولها از نقطه نظر جغرافیایی هستند و بیشتر مورد تهاجم قرار گرفتند ، ترک نشدن و چرا مازندرانی ها ترک نشدن ، چرا رشتی ها ترک نشدن ؛ چرا شما تالشی ها ترک نشدین مگر نه این است که آذربایجان به جهت اقلیم سردسیری که دارد و کوهستانی و صعب العبور بودنش برای تمام مهاجمان و با مردم سرسختش ، طوریکه حتی اسکندر هم نتوانست به آنجا حمله کند، یک مرتبه ترک شدن؟ اصلا" چرا مغول نشدند؟ زهی خیال باطل ، زهی بی شرمی

استعمال نام دریای مازندران در قسمت های غربی دریاچه با عنوان دریای خزر که امروزه هم به صورت رسمی ، متدوال است، مبین حضور و اقامت اقوام ترک خزرو مالکیت آنها بر این دریاچه بوده خزرها قبلاً از آسیای میانه زیر حکومت هونها و سپس خاقانهای ترک بوده و بعدها مستقل شده و بعد از اسکان در قفقاز به قسمتهای جنوبی آذربایجان مهاجرت کرده و حتی تا اردبیل پیش آمدند و همانند سایر اجداد ترک خود که در طول تاریخ به تناوب وارد آذربایجان شده بودند، بدون هر گونه درگیری و جنگ، مورد پذیرش ترکان  قدیمی محل قرار گرفته و اسکان یافتند.( پروفسور ذهتاب .تاریخ قدیمی ترکان ایران 1379 )

شما در اراجیف نامه خود بارها از حمله ترکها به ایران آه و ناله سردادید، آیا در طول تاریخ منطق بر همه اقوام حاکم بوده؟! آیا وقتی آریاییها  به ایران ریختند ، با نقل و شیرینی آمدن؟ آیا وقتی کورش ، ماد و مادیان ( اجداد ترکان) را قتل عام  میکرد تاریخ ساکت بود؟ آیا وقتی اسکندر مقدونی تخت جمشید را سوزانید کارشان ضد اخلاقی نبود؟

مگر عربها ایران را تاراج نکردند ؟مگر فارسها به فرماندهی اردشیر بابکان همه گذشته اشکانیان ترک  را تاراج و  ویران نکردند...

شما چه میگوئید .تاریخ جهان سرشار از قتل عامها و ویرانیهایی است که انسانها علیه انسانها صورت دادند نه ترکان علیه فارسها!!

حاج آقا تالشی و همه شوونیسم های ایران، همه پان فارسیستهای دژنره

ما ترکان ، هم خریم هم سوسکیم هم بدون اصل و نسبیم اصلاً ترک هم نیستیم و به زور ترکمان کرده اند و وقتی هم بیکار می مانیم ، شما فارسهای تاج سر ، شما والامقامان، شما اربابان و عالی جنابان را روی عقده حقارتی که داریم ،  می آزاریم و باعث کدورت خاطرتان میشویم ، این ما نبودیم که آلپ آرتونقای بزرگ را با لقب افراسیاب تحقیر کردیم این ما نبودیم که سر فرماندهان ترکهای پارت را زیر سم اسبهای پسران ساسان فارس له کردیم ، این ما نبودیم که در طول دوران صفویه باعث آبادانی فارسستان و شیراز و اصفهان شدیم ، این ما نبودیم که پیشتاز مشروطیت بودیم و در آخر این ما نبودیم  که از تهاجم عراقیها دفاع و همیشه خط شکن بودیم.

آقایان اراذل و اوباش شوونیسم حقیرو عقده ای

وقتی که ما  لیاقت زندگی مشترک با شما سروران و والا مقامان و برادران بزرگترو از ما بهتران را نداریم وقتی ما در حد شخصیت جنگل نشینانی چون شما نیستیم ، بگذارید افتخار زندگی مشترک با آذربایجان شمالی را داشته باشیم و شما نیز به هم نژادان افغانی عزیزتان ملحق بشید.

دوری و دوستی   

 

نویسنده : پاشا


 
comment نظرات ()
 
 
بدون شرح
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٥
 

متن وصيت نامه خسرو گلسرخي

"من يک فدايي خلق ايران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چيزي ديگر نيست.من خونم را به توده هاي گرسنه و پابرهنه ايران تقديم ميکنم و شما آقايان فاشيست ها که فرزندان خلق ايران را بدون هيچگونه مدرکي به قتلگاه ميفرستيد ايمان داشته باشيد که خلق محروم ايران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت.شما ايمان داشته باشيد که از هر قطره خون ما صدها فدايي برميخيزد و روزي قلب همه شما را خواهد شکافت. شما ايمان داشته باشيد که حکومت غير قانوني ايران که در 28 سياه مرداد به خلق ايران توسط امريکا تحميل شده در حال احتضار است و دير يا زود با انقلاب قهرآميز توده هاي ستم کشيده ايران درو  و واژگون خواهد شد.
 
                                          شاعر و نويسنده خلق ايران-خسرو گلسرخي(امضا)

و ضمنا يه حلقه پلاتين(طلاي سفيد) و مبلغ يک هزار و دويست ريال وجه نقد به خانواده ام يا زنم بدهند.
خون ما پيرهن کارگران،خون ما پيرهن دهقانان،خون ما پيرهن سربازان،خون ما پرچم خاک ماست."


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٥
 

امشب ترانه ميخوانم براي تو که از تاريکي رنجيده اي. نگاهت ميکنم که دلت از خفتگان ميلرزد، بر زخم کهنه ات مرهم مينهم که تنت رنجور گرديده ؛ دستانت را مي بوسم که براي آزادي زخم خورده ، و قلبت را مي ستايم که بيداد تيغش کشيده. دوستت مي دارم که انسان را دوست مي داري، وقلبم برايت مي تپد که قلبت براي انسان مي تپد...


 
comment نظرات ()
 
 
شب تنهايی
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
 

تو می پنداری

که شبی تنها خفتن و به زاری گریستن

چه مایه دیرگذر خواهد بود؟


 
comment نظرات ()