سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٦
 

 تو را ناديدن ما غم نباشد
که در خيلت به از ما کم نباشد


من از دست تو در عالم نهم روي
وليکن چون تو در عالم نباشد


عجب گر در چمن برپاي خيزي
که سرو راست پيشت خم نباشد


مبادا در جهان دلتنگ رويي
که رويت بيند و خرم نباشد


من اول روز دانستم که اين عهد
که با من مي کني محکم نباشد


که دانستم که هرگز سازگاري
پري را با بني آدم نباشد


مکن يارا دلم مجروح مگذار
که هيچم در جهان مرهم نباشد


بيا تا جان شيرين در تو ريزم
که بخل و دوستي با هم نباشد


نخواهم بي تو يک دم زندگاني
که طيب عيش بي همدم نباشد


نظر گويند سعدي با که داري
که غم با يار گفتن غم نباشد


حديث دوست با دشمن نگويم
که هرگز مدعي محرم نباشد


 
comment نظرات ()
 
 
http://whatiswizard.persianblog.ir/
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٦
 

چاکراي اول

--------------------------------------------------------------------------------

محل: بين مقعد و اندام تناسلي، به دنبالچه مرتبط است به طرف پايين باز ميشود

غدد مربوطه: غدد فوق کليوي

هورمونهاي مربوطه : آدرنالين و نور آدرنالين

بخشهاي مربوطه: تمام قسمتهاي سخت، ستون فقرات استخوانها، دندانها، ناخن ها، پاها، مقعد، روده ها، غدد پروستات، خون، تکثير سلولي

حس: بويايي

رنگ: قرمز آتشي

عنصر وابسته: خاک

زمينه: اولين انرژي حياتي، اولين مراقبت پيوند با زمين و دنياي مادي، استحکام، قدرت موفق شدن

جهت چرخش چاکرا: در مونث به سمت چپ يعني بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت و در مذکر به سمت راست يعني در جهت چرخش عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي اول: لذت بردن از سپيده دم، طلوع و غروب خورشيد، خاک تازه

نوع يوگا: هاتايوگا، کندامين يوگا

سياره هاي وابسته: کيوان، مريخ، پلوتون

توضيحات:

اين چاکرا از نظر احساسي با ميل به زندگي و شادابي و از نظر فيزيکي با سيستم ايمني بدن در ارتباط است. اين چاکرا تنظيم کننده اعمالي است که بدن و جسم را زنده نگه ميدارد. در اين چاکراست که با زمين مرتبط ميشويم و انرژيهاي زميني (نيروي عاطفي، عشق و صبر ) را دريافت و تجربه ميکنيم. چاکراي اول اساس و پايه نيروي حياتي تمام چاکراهاي بالاتر را شکل ميدهد و سرچشمه نيروي حيات است. اين چاکرا منبع انرژي کنداليني است. بناي زندگي بدست آوردن امنيت مادي و حفظ تنازع بقا گونه ها با تشکيل خانواده، رابطه جنسي به عنوان يک عمل فيزيکي و بچه دار شدن هم از اعمال مربوط به اين چاکرا هستند.

وقتي نيروي حيات در اين چاکرا به درستي عمل نمايد، شخص اشتياقي مبرم به زندگي در جهان فيزيکي دارد و با انتقال انرژي به اطرافيان و حوزه انرژي آنها همچون يک مولد نيرو عمل ميکند. او اشتياقي راستين براي زيستن دارد. رنگ قرمز که رنگ اين چاکرا ميباشد جسم فيزيکي را تحريک ميکند و سر زندگي و انرژي به جسم داده و روح را سر زنده و با هيجان ميکند و رنگ قرمز جرات، نيرو و قدرت، استواري و سلامتي ميبخشد. قرمز سبب غلبه بر بي حالي و افسردگي، ترس يا دلتنگي ميشود. قرمز رنگ آتش است. قرمز تعصب شديد، غيرت و هيجان است. افرادي که بر افروخته و سرخ رنگ هستند ناخود آگاه احساس سرزندگي، پرتلاش بودن را به شما منتقل ميکنند و الگو و نمادي هستند از يک فرد پرتحرک! آنچه برداشت ميشود اين است که نيروي حيات مادي و جسمي از رنگ سرخ است.

زماني که دراين چاکرا مانعي ايجاد گردد شخص از فعاليت جسمي سر باز ميزند و انرژيش کاهش مييابد و حتي ممکن است عليل و ناتوان گردد. چنين فردي فاقد قدرت و توان جسمي است. بطور مثال اگر چاکراي اول به اندازه کافي کار نکند احساس عدم تعادل خواهيد کرد يا انگار فرش از زير پا کشيده شود درحالي که محکم ايستاده ايد. اگر چاکراي اول بيش از حد کار کند ممکن است از کوره در برويد و عصباني و پرخاشگر شويد و اين ممکن است زماني باشد که چيزهايي که شما را مشغول و سرگرم ساخته توسط ديگران يا شرايط مورد سوال قرار گيرد. در نهايت زماني که احساس عدم امنيت ميکنيد با خشم و غضب و زود از کوره در رفتن حالت دفاعي ميگيريد. از نظر احساسي کم تحمل ميشويد همچنين ممکن است افراط در مسائل احساسي و هيجاني مثل غذاي خوب و الکل و غيره داشته باشيد. در کارهايتان به شدت در حالت دودلي و شک و ترديد به سر ميبريد و زندگي را اغلب همچون بار سنگيني احساس ميکنيد به جاي آنکه از زندگي لذت ببريد و شاد باشيد.

بطور کل اختلال در انرژي موجود دراين چاکرا موجب بيماريهايي مثل افسردگي، بيحالي، اعتياد (به هرچيزي)، روماتيسم، رعشه و کم خوني ميشود و همينطور بيماران بستري بر اثر نحيفي و لاغري و ضعف جسماني و بيماران حادثه ها و مجروحان جسماني نياز شديد به انرژي در اين چاکرا دارند اما انرژي دادن به اين چاکرا در کودکان هابپراکتيو، بيماران پرتحرک عصبي، پارکينسون، مجنونان، افراد عصباني و،. موجب تاثير منفي خواهد شد.

تغذيهء رنگي

رنگ طبيعي خوراکيها و غذاهايي که ميخوريم فرکانس ارتعاشي همان رنگ را در دسترسمان قرار ميدهد و بروي چاکراي خاصي تاثير ميگذارد:

جگر قرمز، دل، قلوه، کلم قرمز، چغندر قند، تمشک قرمز، گيلاس قرمز، انگور قرمز، آلوي قرمز، فلفل قرمز، سيب سرخ، گوجه فرنگي و هر چه قرمز است.

اثرات رنگ لباسها بر روي بدن

رنگ لباسها به دليل حساسيت نوري سلولهاي بدن بر ما اثر ميگذارند بنابراين بهتر است لباسي بپوشيم که به رنگ آن نياز داريم اما فراموش نکنيد که هر لباسي اعم از کت، پيراهن يا بلوز يا مانتو به تن ميکنيد، لباس زير شما بايد سفيد باشد. اگر لباستان از پارچه نخي يا ابريشم و يا پشم با رنگ طبيعي باشد بهتر است از لباسهاي مصنوعي با رنگ مصنوعي است.

چاکراي دوم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: بالاي استخوان خاجي، تقريبا بالاي اندام تناسلي و پايين تر از ناف

غدد مربوطه: تخمدانها، غده پروستات

هورمونهاي مربوطه: استروژن

بخشهاي مربوطه: قسمت لگن، اندامهاي توليد مثل، کليه ها، مثانه، تمام مايعات بدن مثل خون، مايع لنف، شيره معده، اسپرم

حس: چشايي

رنگ: نارنجي

عنصر وابسته: آب

زمينه: نخستين احساسات جاري شدن با زندگي، لذن پرستي، شهوت، خلاقيت، شگفت زده و مشتاق

جهت چرخش چاکرا: در زن در جهت عقربه هاي ساعت و در مرد خلاف عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي دوم: لذت بردن و مشاهده نور ماه و آب زلال طبيعي و غوطه ور شدن در آن و يا نوشيدن از آب چشمه

نوع يوگا  باکتي يوگا

سياره هاي وابسته: ماه ، پلوتون

توضيحات:

چاکراي دوم مرکز انرژي جنسي (گيرنده و فرستنده) و نفس و خلاقيت است که به عنصر آب نسبت داده ميشود که منبع تمام حيات زيست شناختي است. عنصر آب پاک کننده و تطهير کننده است و سدهايي را که مانع جريان حيات است شسته و باز ميکند. در سطح فيزيکي آلودگيها را از کليه و مثانه باز ميکند و در سطح معنوي به شکل جريان روان و آزاد احساسات خود را نشان ميدهد و سبب ميشود تا انسان زندگي را هميشه تازه و جديد ببيند. از طريق اين چاکرا فرد مستقيما احساسات انسانها را درک ميکند و آن را به يکي از مراکز ادراک ماوراء حسي تبديل ميکند. چاکراي دوم اغلب جايگاه واقعي "شاکتي" محسوب ميشود، شاکتي تجلي نيروي مونث خداوند به شکل انرژي خلاق است و حوزه نفوذ آن در اندامهاي توليد مثل است که در مرد به صورت ميل خلق حيات جديد و در زن بصورت گيرنده ء تکانه هاي خلاق و ايجاد زندگي جديد است. خلاقيت شامل کاري که فرد در هر زمينه اي انجام ميدهد نيز ميباشد. در نتيجه خلاقيت انسان توسط دستان او متجلي ميشود و اگر کاري که انسان انجام ميدهد مطابق استعدادها و قابليت هاي شخصي اش باشد اين انرژي خلاق متجلي شده و باعث رشد و پيشرفت او در آن زمينه شده و باعث آرامش ذهن او ميشود و اگر برخلاف آن باشد باعث از بين رفتن آرامش ذهن او شده و يکي ازعوامل خشم و عصبانيت او ميشود. احساسات و اعمال فرد خلاق حتي باعث ايجاد انگيزه براي ديگران ميشود.

چاکراي دوم به کيفيت عشق نسبت به جنس مخالف نيز مربوط ميشود ازين چاکرا فرد قدرت جنسي خود را حس ميکند و دومين هدف قدرتمند نيروي حيات (اشتياق به اتحاد دو جنس) آشکار ميگردد بنابراين قدرت جنسي در هر کس به نيروي حيات در او بستگي دارد. ناحيه لگن در بدن منبع حيات است، هر مرکز آن که مسدود گردد کاهش نيروي جسمي و جنسي را به دنبال خواهد داشت. انرژي جنسي در جريان آميزش جنسي شارژ و تخليه ميگردد. اين امر همچون حمامي از انرژي به جسم حياتي دوباره ميبخشد و آن را پاک ميکند و بدن را از انرژي هاي راکد، فضولات، تنشهاي عميق رها ميسازد و اين عمل براي سلامتي جسمي فرد امري مهم است. عمل رها سازي خويش بصورت دو جانبه يکي از طرق وانهادن "تجرد" نفس و تجربه"وحدت" در بشر است. تجربه اي که از بدوي ترين اميال در سطح جسمي از يک سو و آرزوي عميق معنوي وحدانيت با الوهيت از سويي ديگر نشات ميگيرد. اين پيوند يکي از خصلتهاي معنوي و مادي در افراد بشر ميباشد.

انسداد انرژي در چاکراي دوم

اگر راه عبور انرژي در اين چاکرا مسدود شده باشد يا اختلالي در اين چاکرا وجود داشته باشد به نفي يا سرکوب اميال جنسي منتهي ميشود و اغلب در راه زياده روي در رابطه و خيال پردازي نمايان ميشود يا ممکن است به حالتي مانند اعتياد به مواد مخدر در آيد. در هر صورت نسبت به جنس مخالف شک و دودلي و تنش يا حتي نفرت وجود دارد و ابزار اين انرژي هاي طبيعي را فرد محکوم ميکند يا اينکه بصورت شهوت پرستي بي ادبانه و اصرار در اميال جنسي نمايان ميشود در هر صورت بد کار کردن چاکراي دوم معمولا در سن بلوغ بوجود ميايد. بيدار شدن انرژي هاي جنسي بي ثباتي ايجاد ميکند و معمولا والدين و مربيان توانايي آموزش صحيح را در اين زمان به جوانها ندارند و اينکه چگونه اين انرژي را کنترل کنند. کم کاري اين چاکرا ميتواند ريشه در دوران کودکي داشته باشد احتمالا والدين احساسات و ارتباطشان را کنترل ميکردند و فرد کمبود لذتهاي حسي مانند نوازش، مهر و عطوفت را تجربه کرده است در نتيجه احساساتش را سرکوب کرده است و در دوران بلوغ مانع رشد انرژي هاي جنسي شده و نتيجه آن واپس زدگي، فقدان عزت نفس، فلج عاطفي و سرد مزاجيست و زندگي در نظرش غم انگيز، کسل کننده و بي ارزش است. اما با ريکي دادن به اين چاکرا و ريکي فرستادن براي درمان گذشته تمامي اين اختلالات درمان ميشود و وضعيت انرژي در اين چاکرا متعادل ميشود.

تغذيه رنگي براي درمان:

خوراکيها و مواد غذايي به رنگ طبيعي نارنجي مثل: پرتقال، نارنگي، هويج، انبه، کدو تنبل، زردآلو ، نارنج و غيره

 

چاکراي سوم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: دو انگشت بالاي ناف

غده مربوطه: لوزالمعده، پانکراس(کبد)

هورمون مربوطه: انسولين (کيسه صفرا)

بخشهاي مربوطه: فسمت پايين پشت، حفره شکمي، جهاز هاضمه، معده ، کبد، طحال، کيسه صفرا، دستگاه عصبي غير ارادي

حس:بينايي

رنگ: زرد، زرد طلايي

عنصر وابسته: آتش

زمينه: شکفتن شخصيت، عملکرد بر اساس احساسات و تجربه، شکل گيري شخص، نفوذ و قدرت، خرد، رشد تجربيات

جهت چرخش چاکرا: در زنان بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت و در مردان در جهت عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي دوم: لذت بردن از نور خورشيد، مزرعه گندم رسيده، گل آفتابگردان

نوع يوگا: تانترا يوگا

سياره هاي وابسته: خورشيد، مشتري، تير، مريخ

 

توضيحات:

ماني پورا لغت مرکب و به معني شهر جواهرات است و علت اين نامگذاري اين است که چاکراي ماني پورا نقطه کانوني گرما، مرکز حرارت، نور، انرژي و فعاليت است، جايي که انرژي جسماني پخش ميشود و چنانچه شخص عشقي مفرط به سلامت جسم و ميل به حفظ آن داشته باشد، اين چاکرا باز است. چاکراي ماني پورا به عنصر آتش نسبت داده شده و نشانگر خورشيد انسان و مرکز قدرت و اراده اوست، ماني پورا و آجنا(چاکراي چشم سوم) دو مرکز اراده در بدن ميباشند. به طور کل قدرت اراده، اعتماد به نفس، عشق به نفس، احترام به نفس، اطمينان از توان بالقوه خود و توانايي فيزيکي و ذهني مقابله با فشار رواني يا همان آرامش دروني و ثبات شخصيت است و همچنين تمام کارکردهاي اندامهاي گوارش و سيستم عصبي مربوط به اين چاکرا ميباشد و ارتباطي نيز با چشمها که حس تحليل کننده اند دارد. توانايي نه گفتن نيز در اين مرکز ايجاد ميشود. در اينجا انرژي خورشيدي که پرورش دهنده بدن اتري (کالبد اختري) است جذب ميشود و به بدن فيزيکي حيات بخشيده و از آن حفاظت ميکند و تمامي بدن را در بر گرفته و شخص را از امواج منفي و تشعشعات محيط اطراف مصون ميدارد. اگر چه ماني پورا چاکرايي مربوط به ذهن است اما با حيات عاطفي انسان پيوند دارد، زيرا ذهن يا پديده هاي ذهني عمل تنظيم عواطف را بر عهده دارند در نتيجه انرژيهاي احساسي و عواطف ازين چاکرا به چاکراي قلب و چاکراي خاجي منتقل ميشود. پس در اينجا آرزوهاي حياتي، آرزوها و احساسات چاکراهاي پايين تر درک ميشود و بصورت کلام در ميايد. وقتي کودکي متولد ميشود، بند نافي اتري بين او و مادر باقي ميماند. اين رشته ها نمايانگر پيوند ابناء بشر با يکديگر هستند. هرگاه دو انسان با يکديگر رابطه اي برقرار سازند، ريسماني بين چاکراهاي شبکه خورشيدي آنها رشد ميکند و هرقدر اين رابطه محکم تر، تعداد و قدرت اين ريسمانها افزون تر و زماني که رابطه در حال گسستن است، رشته ها به تدريج جدا ميشوند. در دوران کودکي اين رشته ها بين مادر و فرزند بيشتر است و در دوران بزرگسالي اين رشته ها را با همسر خويش برقرار ميکند. در ضمن اين مرکز به عنوان درمان نيز شناسايي شده و به شفاي معنوي مربوط است. گفته ميشود که در برخي از درمانگران اين چاکرا بسيار بزرگ و رشد يافته است.

 

انسداد انرژي و کم کاري چاکراي سوم

وقتي چاکراي سوم درست کار نکند، فرد ميخواهد همه چيز بر طبق خواسته هاي او انجام شود و دوست دارد دنياي درون و بيرون را کنترل کرده و غلبه و اعمال قدرت کند ولي از درون نا آرام و ناراضي است. احتمالا او در دوران کودکي يا نوجواني طرد شدن را تجربه کرده است. او توانايي رشد ارزشهاي خود را ندارد و اصرار مي ورزد تا فعاليتهاي بيروني را افزايش دهد تا بتواند احساسات آزار دهنده، کمبودها و نقطه ضعف ها را بپوشاند و نياز به آرامش دروني دارد. نگراني و ناآرامي و استرس او واکنش همه خشمي است که در مدت زماني طولاني فرو خورده است. هر استرسي ميتواند احساسي مانند گرسنگي ايجاد کند. حتي زماني که بدن احتياج به غذا ندارد و اين گرسنگي همان نياز به انرژي در اين چاکرا ميباشد. انسدادهاي متداول انرژي دراين چاکرا عبارتند از: عصبانيت، ترس، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه، ديابت، مشکل فشار خون، مشکلات گوارشي، عقده حقارت يا عقده خود بزرگ بيني، مشکل در پانکراس و معده، خجالتي و کم رو بودن و... کم کاري چاکراي سوم فرد را مايوس و نا اميد کرده و سدهايي را مانع تحقق خواسته هايش ميبيند. احتمالا آزادي شخصيت او در زمان کودکي به شدت محدود شده است و او ترس از دست دادن تاييد والدين و معلمان را داشته و در ابراز احساسات ترديد و آنها را سرکوب و باعث تلمبار شدن آنها شده و اين همان چيزيست که باعث به وجود آمدن مشکل در اين چاکرا شده است، وقتي با مشکلي رو به رو ميشود احساس ناراحتي و ترديد پيدا کرده يا به شدت عصبي ميشود و اعمالش به شدت بي نظم و بي برنامه ميشود.

 

تغذيه رنگي:

فلفل زرد، بلال شيرين، آلوي قطره طلا، موز، آناناس، کدوي مسمايي، کره، زرده تخم مرغ، پنير هلندي و غيره

 

 

 

 

چاکراي چهارم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: وسط قفسه سينه

غده مربوطه: تيموس

بخشهاي مربوطه : قسمت بالاي پشت، قلب، دنده ها و قفسه سينه، قسمت پاييني ريه ها، خون، دستگاه گردش خون، پوست، دستها

حس: لامسه

رنگ:سبز، صورتي، طلايي

عنصر وابسته: هوا

زمينه: آشکار شدن چگونگي قلب، عشق، همدردي، شراکت، همدلي صميمانه، عدم خود خواهي، از خود گذشتگي، سلامتي

جهت چرخش چاکرا: در زنان در جهت عقربه هاي ساعت و در مردان بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي چهارم: طبيعت بکر و پياده روي آرام در فضاهاي سبز، شکوفه ها، گلهاي صورتي رنگ، آسمان صورتي

نوع يوگا: کارما يوگا

سياره هاي وابسته: خورشيد، ناهيد، کيوان

 

توضيحات:

اين چاکرا مرکز عواطف واقعي چون همدلي با ديگران و سازگاري با آنها، رشد معنوي، شفقت، خلوص و عشق است. هنگامي که اين مرکز به درستي عمل نمايد ما به خود، خانواده، فرزندان، همسرمان، حيوانات دست آموز، دوستان، همسايه ها، هموطنان، همنوعان و تمام مخلوقات زميني عشق ميورزيم. ازين مرکز ريسمان هايي را به چاکراي قلب افرادي که آنها را دوست داريم، وصل ميکنيم. عواطف مربوط به عشق که در اين چاکرا جريان مي يابند معمولا سبب جاري شدن اشک از چشمها ميگردند. هنگامي که اين موقعيت زيبا و دلپذير، يعني باز بودن چاکراي قلب را تجربه کنيم، در مي يابيم که در گذشته تا چه حد از آن محروم بوديم و اين سبب جاري شدن اشک ميگردد. هدف اصلي در اين چاکرا رسيدن به وحدت کامل از راه عشق است و زماني که اين چاکرا کاملا باز و پاک باشد، حقيقت و عشق بدون قيد و شرط را شکل ميدهد و وقتي با چاکراهاي بالاتر مرتبط ميشود اين عشق به "باکتي عشق الهي" تبديل ميشود که ما را از حضور الهي در تمام خلقت آگاه ميسازد و به سوي وحدت با هر آنچه که در جهان وجود دارد راهنمايي مان ميکند، و در جهت دستيابي به اين هدف قلب ما بايد بياموزد که عشق بورزد، درک کند و شخصيت خاصمان را باور کند و اين تنها زماني عملي ميشود که ياد بگيريم با خطاها و ضعفهاي خودمان و جهان روبرو شويم و آنها را بپذيريم و دوست بداريم و گرنه بيمار، ضعيف و ناشاد خواهيم شد. چاکراي قلب سه چاکراي پايين را به سه چاکراي بالا وصل ميکند. چاکراي قلب با هر نوع ادراک لطيف (در مشارکت و هماهنگي با چاکراي خاجي و خصوصا چاکراي چشم سوم) پيوندي نزديک دارد. توانايي هاي والاي چاکراي چشم سوم با باز شدن چاکراي قلب همزمان ايجاد ميشود. چاکراي قلب رنگ سبز، صورتي و گاهي طلايي ساطع ميکند، سبز رنگ سلامتي، همدردي و هماهنگي است. رنگ سبز روشن در چاکراي قلب نشانه سلامتي کامل است، در حالي که رنگ طلايي مخلوط با صورتي نشان دهنده آن است که شخص در عشق پاک و فداکارانه " الهي" به سر ميبرد. سبز رنگ طبيعت، رنگ نيروي تعادل، رنگ پيشرفت ذهني و بدني است. رنگ سبز بدن را از سموم پاک کرده و باعث هماهنگي جسم، ذهن و روح ميگردد و اثر خوشايندي بر دستگاه عصبي دارد. سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه داشته و به ما آرامش ميدهد. همچنان که قلب طبيعت با سبز اداره ميشود، قلب انسان نيز چنين است. سبز روي فشار خون به شکل شگفت آوري اثر ميگذارد. با سبز شدن تنه و شاخه درختان و جوانه زدن آنها از آمدن بهار با خبر ميشويم. عادت کرده ايم که بهار را همراه با انرژي جديد در تنه، اعضا و قلب خود احساس کنيم. بعد از زمستان و در بهار، ما از نظر روحي و سلامت احساس شادابي بيشتري ميکنيم. اين احساس تازگي، نتيجه تاثير پرتو سبز بر بدن هاي ظريف تر ميباشد. اين رنگ مناسب ذهن و روح ما است. بنابراين در چاکراي قلبمان توانايي عظيمي را براي دگرگوني خود و ديگران داريم. اگر ياد بگيريم که تمام بخشهاي شخصيت خود را از صميم قلب بپذيريم و دوست داشته باشيم، ميتوانيم کاملا دگرگون يا سالم شويم. يک چاکراي باز قلب ميتواند خود به خود تاثير شفابخش و دگرگون کننده بر روي ديگران داشته باشد و گرماي طبيعي، صميميت و شادي پخش کند و اين قلب اطرافيان را باز ميکند، اطمينان، شادي و سرور به وجود مي آورد و با باز بودن آن همهء موجودات را درک ميکنيم چه ذي شعور باشند و چه نباشند و حتي به ستارگان ، خورشيد و جهان زندهء اسرار آميز عشق ميورزيم.

 

انسداد انرژي و کم کاري چاکراي چهارم:

درست کار نکردن اين چاکرا باعث ميشود که فرد هميشه در ازاي عشقي که ميدهد انتظار سپاس و قدرداني داشته باشد. و فرد از پذيرش عشق ديگران عاجز است و قادر نيست خود را براي پذيرفتن اين عشق باز بگذارد. مهر و محبت و ملايمت ديگران او را شرمنده ميکند. شايد به خود بگويد نيازي به عشقي که ديگران بتوانند به او بدهند ندارد. کم کاري چاکراي قلب فرد را بسيار آسيب پذير، وابسته به عشق و علاقه ديگران ميکند. وقتي احساس ميکند که طرد شده است عميقا آزرده و افسرده و غمگين ميشود و در لاک خود فرو ميرود . او دوست دارد عشق بورزد، اما ترس از طرد شدن باعث ميشود که نتواند راه درستي براي اين کار پيدا کند و اين باعث تحکيم نقاط ضعف و ناتواني او ميشود. براي جبران فقدان عشق به شدت دوستانه و مهربان رفتار ميکند و با تمام افراد يکسان و سرد رفتار ميکند، بدون اينکه با هيچ يک از صميم قلب درگير شود. انسدادهاي رايج در چاکراي قلب: جرم انديشي، تعصب و تحجر، لاپوشاني کردن، ناشکيبايي و کوته فکري و تفکر سياه، سفيد (مثل خدا و شيطان، آدمهاي خوب و بد، قدرتهاي خوب و بد و...)

 

بيماريها:

بيماريهاي قلبي، فشار خون، زخم، سرطان، دردهاي عصبي، آنفولانزا، دردهاي آنژيني، بالا بودن کلسترول، رگهاي مسدود، خنکي دستها و پاها، خستگي مزمن، بيماري کبد، ايمني کم در برابر بيماريها و پيري زودرس و ...

 

تغذيه رنگي:

اسفناج، کلم، فلفل سبز، کاهو، سيب سبز، گوجه سبز، نخود سبز، عدس سبز، لوبيا سبز، کيوي، خيار و... و اغلب ميوه ها و سبزيهاي سبز که نه واکنش اسيدي دارند و نه آلکالين، مناسب هستند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

چاکراي پنجم

--------------------------------------------------------------------------------

 

محل: بين حفره گردن و حنجره

غدد مربوطه: غده تيروئيد، غده پارا تيروئيد

هورمونهاي مربوطه: تيرولسين، تري يدوتايرونين، پاراتورمون

بخشهاي مربوطه:ريه ها، نايژه ها، مري، تارهاي صوتي، گلو، پشت گردن، فک، گونه ها، کتفها، شانه ها

حس: شنوايي

رنگ: آبي روشن و همچنين نقره اي و آبي مايل به سبز

عنصر وابسته: اتر(آکاشا)

زمينه: برقراري ارتباط، خلاقيت، ابراز وجود، باز بودن، انبساط، استقلال، منبع الهام، دستيابي به سطوح لطيف وجود

جهت چرخش چاکرا: در زنان در خلاف عقربه هاي ساعت و در مردان در جهت حرکت عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي پنجم: نگاه کردن و لذت بردن از آسمان آبي، انعکاس آسمان در آب، امواج آرام

نوع يوگا: مانترا يوگا

سياره هاي وابسته: مريخ، کيوان، ونوس، اورانوس

 

توضيحات :

لغت ويشودها به معني پالايش است و بنابراين اين چاکرا مرکز تصفيه سازي نام دارد. سمبل اين مرکز يک نيلوفر آبي است با 16 گلبرگ که در مرکز آن مثلثي وارونه با دايرهء سفيد رنگي محاط بر آن قرار دارد. طرح حيواني اين مرکز را فيل و مانترا يا صوت چاکراي گلو را "هام" تشکيل ميدهد. چاکراي گلو مرکز نيرو هم گفته ميشود زيرا آفريننده ترين مرکز بدن انسان است، چون در اينجا بزرگترين مرکز خود ابرازي انسان به شکل سخن پديدار ميگردد. اکثر اوقات انسان تحت تاثير نيروي سازنده يا تخريبي سخن قرار گرفته يا ميگيرد. پس اين چاکرا همانند پلي است بين افکار و احساسات، انگيزه و واکنشهاي انسان، و پيوند مهمي را بين چاکراهاي پايين تر و چاکراي هفتم (تاج) به وجود مي آورد و محتواي همه چاکراها را به بيرون منتقل ميکند. چاکراي گلو با عنصر اتر و حس شنوايي در ارتباط بوده و اتر نيز وسيلهء صداست و محليست که انسان صداي درونش را از کرانه هاي ماوراء حسي به گوش درون ميشنود و با روح خود ارتباط برقرار ميکند و الهام او را دريافت مينمايد و همچنين اعتماد به نفس راسخي در هدايت متعالي خود پيدا ميکند و به همين علت است که اين چاکرا مرکز خلاقيت و آفرينندگي به ويژه در کلام است. براي آواز خواندن از اين مرکز انرژي استفاده ميشود. موسيقي توليد شده توسط صدا از نظر درماني بسيار موثر است. بطور کل ارتباط برقرار کردن در زندگي شخصي عمدتا از راه صحبت کردن و همين طور با حرکت و حالت و نيز فرمهاي خلاق بيان مثل موزيک، هنرهاي تجسمي و نمايشي و رقص و... توسط اين مرکز انرژي اتفاق مي افتد. پس چنين است که کتابها، موسيقي، نقاشي و امثال آنها بوسيله همين چاکرا شکل ميگيرند و از روشهاي پرورش چاکراي گلو، آواز خواندن هارمونيک، هنر درماني و هرنوع خلاقيت هنري، سفالگري، رقص آزاد و رقص شکم و... ميباشند. در چاکراي گلو خلاقيت چاکراي دوم (هارا، خاجي) به انرژيهاي چاکراهاي ديگر وصل ميشود و اتر به اين انرژيها شکل ميدهد که از طريق آنها با جهان بيرون ارتباط برقرار شود.

از راه چاکراي گلو همه آنچه در درون داريم ابراز ميکنيم مثل خنديدن، گريه کردن، احساسات عاشقانه و شادي، دلواپسيها و پرخاشگريها، آرزوها و تصميمها و همينطور ايده ها و دانش و دريافتهاي درونمان را و هرگونه فرو خوردن بيان بروي اين چاکرا اثر خواهد گذاشت. فردي که تجربيات دردناکي را بطور جدي در گذشته تجربه کرده يا در حال حاضر تجربه ميکند، اگر اين ناراحتي ها را با کسي تقسيم نکند مشکلات زيادي را در اين چاکرا تجربه خواهد کرد. ويشودها چاکرا به قبول مسئوليت نيازهاي شخصي مربوط ميشود و هنگامي که فرد از سرزنش ديگران به خاطر کمبودهاي خود دست بردارد و براي بدست آوردن آنچه بدان نياز و آرزو دارد اقدام نمايد، به بلوغ دست يافته و اين چاکرا به درستي عمل ميکند. هرچقدر که ويشودها چاکرا درست تر کار کند آگاهي ما نسبت به بدن ذهني مان بيشتر ميشود و هرچقدر که قدرت تشخيص مان نسبت به عملکرد بدن ذهني بيشتر شود، آگاهي مان نسبت به بدنهاي فيزيکي، اتري، احساسي (اختري) بيشتر ميشود در نتيجه ديگر افکارمان از راه احساسات و حواس فيزيکي ابراز نميشود بلکه شناخت واقع بينانه را ممکن ميسازد. زماني که گردش اين چاکرا صحيح نباشد فرد عالم را به ديدهء منفي و خصمانه مينگرد در نتيجه محتاط شده، انتظاراتي منفي خواهد داشت. به احتمال زياد چنين فردي بجاي عشق و انرژي هستي بخش، در انتظار دريافت خصومت، درنده خويي و پستي است. پس به خاطر اين انتظارات منفي حوزه نيروي منفي را در اطراف خود بوجود مي آورد و بنابراين دريافتهاي منفي خواهد داشت. در نتيجه تبليغات منفي را به خود جذب ميکند. هنگامي که فرد چاکراي گلوي خود را ميگشايد به تدريج قادر به جذب انرژي بيشتري خواهد شد اما به احتمال زياد در مدت کوتاهي پس از گشودن آن بر اساس باورهاي منفي خود او دريافتهايي منفي خواهد داشت. و اگر او بتواند اين تجربه را پشت سر بگذارد و با ذات درون خود ارتباط برقرار کند و مجددا اعتماد دروني را در خود مستقر نمايد ميتواند دوباره اين چاکرا را بگشايد. و اين روند باز و بسته بودن چاکرا تا زماني که تمام سوء تعبيرات قبلي جاي خود را به اعتماد به عالمي بي خطر و انرژي بخش نسپارد ادامه خواهد يافت. در ضمن نحوه نگرش انسان به خويش در جامعه، محيط شغلي و در ميان همنوعان بروي اين چاکرا تاثير ميگذارد. اگر انسان داراي شغلي خوب و راضي کننده بوده و در راه آن سعي و کوشش مورد نياز را بنمايد و آن را به عنوان وظيفه خود در زندگي بپسندد، اين چاکرا باز است و چنين کسي از لحاظ شغلي موفق خواهد بود و از کيهان انرژي دريافت ميکند و اگر چنين نباشد براي جبران کمبود مناعت طبع و براي اجتناب از ياس دروني از سپر دفاعي غرور استفاده ميکند و با اظهاراتي از قبيل "زندگي فرصت شکوفايي استعدادهايش را در اختيارش قرار نداد " ، "نقش انساني قرباني را ايفا خواهد نمود "، در اين چاکرا ترس از شکست هم ظهور ميکند. اين احساسي است که مانع استفاده از فرصتها براي اقدام در امور و آفرينش آنچه که با تمام وجود فرد بدان تمايل دارد، ميگردد. اين ترس شامل دوستي کردن با ديگران و بطور کلي زندگي اجتماعي نيز ميشود. چنين فردي از برقراري ارتباط با ديگران اجتناب ميکند چون ازينکه مبادا موجب بي مهري قرار گيرد ميترسد، از سويي از ابراز وجود خود داري ميکند و از سويي ديگر در هم چشمي با ديگران دچار غرور شده ميگويد: من از تو بهترم، تو لياقت همنشيني با من را نداري، و اين احساس سرخوردگي از درون فرد ريشه ميگيرد و به اطرافيان انعکاس مي يابد. راه کنار نهادن اين عواطف و گشودن اين چاکرا رفتن به دنبال حرفه مورد علاقه، برقراري تماس با افراد مطلوب و آشکار نمودن عواطف در رابطه با اينگونه افراد است .

 

انسداد انرژي در چاکراي پنجم_ويشودها چاکرا :

اگر انسداد انرژي درون اين چاکرا باشد ميتواند مانع ارتباط بين ذهن و بدن تان گردد و يا در ابراز احساسات دچار مشکل ميشويد در اين صورت احساسات برطرف نشده را با اعمال بدون ملاحظه و فکر ابراز ميکنيد. يا اينکه برخورد غير منطقي ميکنيد و افکار و احساسات را رد کرده و آنها را به حق نميدانيد. به احساساتي اجازه ابراز ميدهيد که از فيلتر داوري خودتان گذشته و با قضاوت ديگران هم تناقضي نداشته باشد. يک احساس گناه ناخود آگاه و ترسهاي ذاتي شما مانع از ديدن و نشان دادن "خود" حقيقي تان و بيان آزادانه عميق ترين افکار، احساسات و نيازها ميشود و در عوض با تعدادي کلمه و حرکات سر و دست آنها را ميپوشانيد و وجود حقيقي خود را کتمان ميکنيد. کلامتان هم يا خشن و بي ادبانه است يا سرد و جدي. ممکن است با لکنت زبان صحبت کنيد، صدايتان نسبتا بلند و کلامتان فاقد معناي عميق است.

به خود اجازه نميدهيد که نقطه ضعف هايتان را نشان دهيد بلکه سعي ميکنيد به هر قيمتي شده دائما قوي به نظر بياييد. در نتيجه ممکن است خود را خيلي تحت فشار قرار دهيد. ممکن است بار زندگي بروي دوشتان سنگيني کند. زماني که سرکوب شويد و ناکام بمانيد نيز انسداد انرژي بوجود مي آيد. انسداد انرژي در چاکراي گلو در کساني که از قدرت بيانشان براي گول زدن ديگران سوء استفاده ميکنند نيز ديده ميشود يا براي جلب توجه ديگران بلا انقطاع حرف ميزند. با کم کاري چاکراي گلو شما خجالتي، ساکت و درون گراييد و وقتي صحبت ميکنيد فقط در مورد چيزهاي کم اهميت زندگي بيرونيتان حرف ميزنيد.

اگر سعي کنيد احساسات و افکار باطني تان را بيان کنيد به سرعت احساس ورم در گلو ميکنيد و صدايتان حالت تصنعي به خود ميگيرد و لکنت زبان پيدا ميکنيد. در برخورد با ديگران احساس عدم اطمينان و ترس از قضاوت داريد و اغلب واقعا نميدانيد چه ميخواهيد. پيامهاي روحتان را دريافت نميکنيد و به نيروي بصيرت خودتان اعتماد نداريد. اگر چاکراي پنجم تان را بهبود نبخشيد مشکل جدي پيش خواهد آمد.

 

چاکراي گلوي کاملا باز:

احساسات، افکار و دانش درونتان را آزادانه و بدون ترس ابراز کنيد. ميتوانيد نقاط ضعف و قوتتان را آشکار سازيد. صداقت دروني تان نسبت به خود و يا ديگران از موضع درستي بيان ميشود اگر لازم باشد ميتوانيد کاملا ساکت بمانيد و از صميم قلب به ديگران گوش دهيد و درک کنيد گفتارتان خلاق و پرشور است در عين حال که کاملا واضح است. مقاصدتان را به بهترين وجه و بيشترين اثر براي تحقق بخشيدن به خواسته تان بيان ميکنيد. صداي شما پر طنين و خوش آهنگ است و وقتي با مشکل و يا مخالفتي رو به رو ميشويد با خودتان صادق باقي خواهيد ماند و ميتوانيد اگر بخواهيد "نه" بگوييد. آزاد از تعصب و داراي صعه صبر و براي حقايق لطيف باز هستيد. از راه آنها هدايت ميشويد و صداي درونتان را ميشنويد که در زندگي شما را رهبري ميکنند. در مي يابيم که تمام ظاهر "خلقت" پيام خاص خود شان را دارند. به علت استقلال دروني و ابراز آزادانه آنچه هستيد سروري عميق و احساس موفقيت و استحکام شخصيت در شما بوجود مي آيد.

 

بيماريها:

بيماريهاي گلو، ورم لوزه، سرفه، برونشيت، آسم، عفونتهاي بخش تحتاني دستگاه تنفس، ناراحتي هاي ريه، سينوسها و حنجره، سرماخوردگي عمومي، لارنژيت (التهاب حنجره)، گواتر، خستگي گردن، دندان درد و مشکلات لثه، دندان در آوردن کم کاري يا پر کاري تيروئيد، آبله مرغان، تب ها، نيش حشرات، قلنج، خارش، سفيدي مو و...

 

تغذيه رنگي:

توت آبي، انگورها، آلو سياه و اغلب ميوه هاي آبي و...

 

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
مديتيشن دو قلب
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٦
 

 

اين مديتيشن مخصوص پرانيک هيلينگ است .

خواهش می کنم افراد با مشخصات زير اين مديتيشن را انجام ندهند .

1-  افراد زیر 18 سال

2- آنهائی که مشکلات قلبی، فشارخون، آب سیاه و ناراحتی شدید کلیه دارند

3- خانومهای باردار. انجام این مدیتیشن برای اشخاصی که ذکر شد میتواند اثرات مضر داشته باشد. افرادی که با شرایط بالا مطالبقت دارند و اصرار به انجام این مدیتیشن دارند، آن را با مسئولیت خود انجام دهند.

 

اصول اين مديتيشن

مدیتیشن روی قلبهای همزاد بر پایه این اصل میباشد که بعضی از چاکراهای اصلی برای مراحل یا افقهای مشخصی از آگاهی، نقطه های رودی یا درگاه هستند. برای بدست آوردن اشراق یا آگاهی کیهانی، فعالسازی چاکرای تاج به اندازه کافی ضروری است. ولی این وقتی قابل انجام است که چاکرای قلب به اندازه کافی فعال شده باشد. از این قرار روش قلبهای همزاد به چاکراهای قلب و تاج اشاره  دارد.

چاکرای قلب یک مرکز انرژِی در مقابل قفسه سینه انسان میباشد. چاکرای قلب همتای قلب فیزیکی میباشد که در بعد انرژِی میباشد. چاکرای قلب مرکز شفقت، خوشی، مهربانی، توجه، بخشش، و سایر احساسات پاک میباشد.

چاکرای قلب نسخه مطابق، یا دوقلوی چاکرای تاج میباشد. وقتی شما به چاکرای قلب بنگرید، میبینید که دوازده گلبرگ، مشابه با دوازده گلبرگی که هسته داخلی چاکرای تاج را تشکیل میدهند دارد. از جهت دیگر، چاکرای تاج، مرکز اشراق، یا عشق الهی، یا وحدت با همه میباشد. این چاکرا وقع در بالای سر انسان میباشد، و انرژی مغز وغدها را از آنجهت تامین میکند. وقتی چاکرای تاج به اندازه کافی فعال شده باشد، هسته داخلی متشکل از دوازده گلبرگ آن گشوده، باز و مانند یک فنجان طلایی، تاج طلایی، نیلوفر طلایی، یا گل طلایی به سمت بالا می آید تا انرژی روحانی را دریافت کند، که به سایر قسمتهای جسم توزیع میشود

 

وقتی چاکرای تاج بسیار فعال شده باشد، یک هاله دور سر تشکیل میشود. در حین مدیتیشن، چاکرای تاج به قدری سریع میچرخد که مانند یک شعله تابان نور در بالای سر شخص ظاهر میشود.

 

 مدیتیشن قلبهای همزاد(دوقلو) برای اولین بار در کتاب استاد چوا کک سوئی به اسم  دانش و هنر باستانی شفابخشی پرانائی(1987) معرفی شد.

از آنجا که مدیتیشن یک وسیله قدرتمند در برقراری یک آرامش جهانی میباشد، استاد چوا اجازه داده تا این مدیتیشن، نسخه برداری، چاپ دوباره و دوباره تولید شود.

 

 

 در حال انجام مدیتیشن روی قلبهای همزاد چه پیش می آید؟

 

 وقتی یک شخص روی قلبهای دوقلو یا همزاد مدیتیشن کند، انرژی الهی به درون تمرین کننده جریان می یابد، و او را سرشار از نور، عشق و قدرت الهی میکند.

جستجوگران معنویت که این مدیتیشن را برای مدت نه چندان کمی تمرین کرده باشند ممکن است خود را محصور در نور خیره کننده، و بعضی وقتها کور کننده بیابند. همچنین، افراد تمرین کننده ممکن است وجد و خوشی الهی، و یک احساس وحدت با همه وجود را تجربه کنند. این یک تجربه معمول در بین یوگیهای پیشرفته و قدیسین همه ادیان بوده، و میتوان از این نظر برای اطمینان به متون مقدسشان مراجعه و أن را بررسی کرد.

این نور کور کننده، درخشان، و خیره کننده در یوگای معتقدین به تائو به عنوان "کی" بهشت، و یا در مراسم باستانی کابالای یهودی به عنوان ستون نور شناخته شده است. برای یوگی هندی و قدیسین، آنها نام آنتاخارانا یا پل روحانی نور را به آن اطلاق میکنند. مسیحیان به آن به عنوان نزول روح مقدس، که به صورت سمبل یک ستون از نور با یک قمری نزول کننده تصویر میشود. قمری سفید نشان دهنده نزول انرژی الهی میباشد. گسیل انرژی الهی باعث توسعه موقتی چاکراهای اصلی و هاله درونی رهرو میشود. ولی اگر این مدیتیشن به صورت روزانه برای مدت یک سال تمرین شود، این توسعه ممکن است دائمی شود.

 

 

 

فوائد این مدیتیشن

 

   وقتی مردم این مدیتیشن را به صورت روزانه یا مرتب روی قلبهای همزاد تمرین کنند، چاکراها و هاله های اصلیشان بزرگتر شده، باعث میشود کالبدهای انرژیشان پویاتر و قویتر شوند. با داشتن چاکراها و هاله داخلی بزرگتر، آنها میتوانند شفادهندگان قدرتمندی شوند و میتوانند بیشتر ناراحتی های مزمن کوچک را به سرعت و تقریبا آنی شفا دهند. داشتن یک کالبد انرژی قدرتمند و پویا نه فقط قدرتهای شفابخشی فرد را افزایش میدهد، بلکه همچنین موثر بودن و سودمندی فرد را در کار می افزاید. مردمی که دارای شخصیتهای باجاذبه یا گیرایی روحانی هستند معمولا چاکراها و هاله های بزرگتر از مردم معمولی دارند، و آنها گرایش به داشتن تاثیر قویتری بر روی اکثر مردم دارند. از این گذشته، یک فرد که به صورت منظم مدیتیشن میکند بیشتر ازقبل دارای حس درک مستقیم است وهوشمندتر میشود. وقتی در مقابل یک مشکل قرار میگیرد، او دارای یک قدرت افزایش یافته خواهد بود تا بتواند مستقیما درون مشکل را ببیند و راه حلهای درست و مناسب را بیابد.

آنهائی که قصد دارند مدیتیشن روی قلبهای همزاد را به صورت منتظم تمرین کنند، هرچند، میبایست تهذیب نفس یا ساختن شخصیت را از درون انعکاس آن به صورت روزانه تمرین کنند تا مشخصه های مثبت آنها تقویت یا فعال شود.

مدیتیشن بر روی قلبهای همزاد یک شکل از خدمت به جهان میباشد. با برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز، شما جهان را با انرژیهای مثبت معنوی پر میکنید. دعاها میتوانند به موسسات، کشورهای بخصوصی، یا گروهی از ملتها معطوف شود. توانائی دعاها وقتی توسط گروهی از افراد انجام شود چندین برابر افزایش می یابد. راه دیگری برای برکت دادن به زمین با مهربانی محبت آمیز پخش رادیوئی روزانه در یک زمان مناسب میباشد به طوری که بعضی یا اکثر شنوندگان در فرایند مدیتیشن شرکت کنند. وقتی توسط شمار بزرگی از مردم تمرین شود، این مدیتیشن به صورت معجزه آسائی زمین را شفا میدهد؛ بدانوسیله آن را هماهنگ تر و پرآرامشتر میکند.

 

 

 

 

مراحل انجام اين مديتيشن

 

   تمرین پاکسازی. کالبد اثیری را با انجام تمرینات ساده فیزیکی به مدت تقریبا پنج تا ده دقیقه پاکسازی کنید. در حین تمرین، ماده سبک خاکستری، یا پرانای استفاده شده، از کالبد اثیری بیرون ریخته میشود. تمرینات فیزیکی همچنین احتمال ممکن تراکم پرانائی را کاهش میدهد، از آنجا که مدیتیشن مقدار زیادی انرژی سیال در بدن ایجاد میکند.

طلب کردن برکات الهی. نیایش برای حمایت، کمک و راهنمائی شخص بسیار مهم میباشد. بدون نیایش، ممارست هر گونه تکنیک مدیتیشنی پیشترفته میتواند خطرناک باشد.

فعال کردن چاکرای قلب. مرکز قفسه سینه (قسمت قلب)  خود را برای چند ثانیه توسط انگشتتان فشار دهید. سپس بر روی چاکرای قلب که در جلوی آنجاست تمرکز کنید و همه دنیا را با محبت و عشق خود برکت دهید. برکت دادن نمی بایست به صورت غیرفکری انجام شود. در هنگام برکت دادن به کل زمین، آن را به صورت یک توپ کوچک در مقابل خود تجسم کنید، که با یک نور صورتی متمایل به آبی پر میشود. مردم را در حال تبسم و سرشار از خوشی، ایمان، امید، و آرامش تجسم کنید. دشمنان را در حال آشتی کردن، آغوش گرفتن و بخشیدن یکدیگر هستند. شما همچنین میبایست شخصا خوشی، شادی، و آرامش را احساس، و سراسر وجودتان را از آنها پر کنید، درحالیکه به زمین برکت میدهید. دعاهای خیرتان(برکات) را به کودکان،  یا افراد متوجه نکنید چون آنها ممکن است توسط انرژی شدید تولید شده توسط این مدیتیشن سردرگم شوند.

فعالسازی چاکرای تاج. بالای سرتان را برای چند ثانیه فشار دهید. سپس سیاره زمین را با عشق و محبت از طریق چاکرای تاج برکت دهید. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 فراخواندید احساس کنید. نور سفید تابانی را از چاکرای تاج خود تجسم کنید که همه زمین را برکت میدهد.

برکت دادن توسط هردو چاکرای تاج و قلب. زمین را با نور طلائی به صورت همزمان توسط هردو چاکرای تاج و قلب برکت دهید. این کار هر دو چاکرا را تنظیم خواهد کرد و باعث میشود برکت بخشیدن ها قویتر شوند. دقیقا همان انرژیهای مثبتی را که شما در مرحله 3 و 4 فراخواندید احساس کنید.

رسیدن به اشراق. برای رسیدن به اشراق ( توسعه آگاهی)، نقطه  نور سفید خیره کننده ای را در بالای سرتان تصور کنید و همزمان کلمه آ-ام یا آمین را به آهنگ تکرار کنید. درحالیکه تمرکز خود را بر نقطه نور نگاه میدارید، بر فاصله یا خلاء ( لحظه سکوت) میان آ-ام ها یا آمین ها تمرکز کنید. این عمل را برای مدت 10 تا 15 دقیقه انجام دهید. وقتی بتوانید به طور همزمان بر روی نقطه نور و فواصل میان آ-ام ها تمرکز کنید، شما انفجاری از نور را در درون خود تجربه خواهید کرد.

آزاد کردن انرژی اضافی. بعد از مدیتیشن، بسیار مهم است که همه انرژی اضافی را با دعا و برکت زمین توسط دستهایتان، همراه با نور،  محبت، آرامش، و موفقیت برای چندین دقیقه تا وقتی که حس کنید بدنتان متعادل شده است آزاد کنید. اگر حس میکنید هنوز انباشه از انرژِی اضافه هستید به دعا و برکت بخشیدن ادامه دهید، در غیر اینصورت انرژی اضافی ممکن است باعث شود شما دچار سردرد و دردهای سینه شوید. درصورتی که انرژی بیش از اندازه در بدن اثیری وجود داشته باشد، بدن مادی ممکن است همچنین در دراز مدت رو به زوال بگذارد.

 

برگرفته از http://whatiswizard.persianblog.ir


 
comment نظرات ()