سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۳
 

بدون مقدمه

 

   ديروز گردهمايي اي در دانشگاه داشتيم با عنوان معرفي احمد شاملو. كه با تلاش انجمن ادبي بيليم و با حضور آقاي بهنام پورمهدي شاعر آذربايجاني تشكيل شد. به طور كلي گردهمايي خوب و مفيدي بود. من خودم از روي كنجكاوي رفته بودم. نه اعضاي انجمن ادبي رو ميشناختم و نه آقاي پورمهدي رو. شايد كساني كه بلاگ منو دائما مطالعه ميكنند از ميزان عشق و علاقه ي وافر من نسبت به بامداد مطلع باشند. ولي از اينكه دوستان و هم دانشگاهيام غول سپيد شعر سپيد رو نميشناسن و اغلب هيچ شعري ازش نخوندن دچار تاسف و رنج فراواني ميشم. درست يك روز قبل از اين گردهمايي وقتي بر روي بردها خبر شو خوندم هم تعجب كردم و هم خوشحال شدم. و تصميم گرفتم كه حتما من هم اونجا باشم. و ببينم كه بچه ها تا چه حد استقبال ميكنن و برگزاركنندگان چه حرفي دارند كه درباره ي شاملو بزنند. جلسه با صحبتهاي آقاي مجري شروع شد كه در وهله ي اول زبان تركي غليظ و اصيلش منو به تحسين واداشت. درمورد شاملو كمي صحبت كرد و بعد رشته ي سخن رو به دست آقاي پورمهدي سپرد. كه از حرفهاي خوب مفيد و تخصصي شان در حوزه ي ادبيات و شعر فيض برديم. متاسفانه چون قصد نوشتن در وبلاگ نداشتم  گزارشي از صحبتها تهيه نكردم.  متاسفانه اواسط جلسه نظم جلسه با  بي ادبي يكي از حضار و اعتراض يك نفر ديگه تا حدي به هم خورد و گروه مخالفان تا حدي به هم بي احترامي هم كردند. من از اينكه در محيطهاي فرهنگي چنين چيزهايي رو ميبينم خيلي تاسف ميخورم. و اميدوارم كه ديگه شاهد همچين چيزايي نباشيم. ولي در كل از انجمن ادبي بيليم نهايت تشكر رو از برگزاري اين گردهمايي  در اين محيط كوچك دانشگاهي  دارم.

 


 
comment نظرات ()