سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٤
 

دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ در دشت بي كران،

و آرزوهاي بيكران در خلق هاي تنگ!

دختران آلاچيق نو در آلاچيق هائي كه صد سال!

- از زره جامه تان اگر بشكوفيد

باد ديوانه

يال بلند اسب تمنا را آشفته كرد خواهد...

 ***

دختران رود گل آلود!

دختران هزار ستون شعله،‌به طاق بلند دود!

دختران عشق هاي دور

روز سكوت و كار شب هاي خستگي!

دختران روز بي خستگي دويدن، شب سر شكستگي!

- در باغ راز و خلوت مرد كدام عشق -

در رقص راهبانه شكرانه كدام آتش زداي كام

بازوان فواره ئي تان را خواهيد برفراشت؟

***

افسوس! موها، نگاه ها به عبث عطر لغات شاعر را تاريك مي كنند.

 دختران رفت و آمد در دشت مه زده!

دختران شرم شبنم افتادگي رمه !

- از زخم قلب آبائي در سينه كدام شما خون چكيده است؟

 پستان تان، كدام شما گل داده در بهار بلوغش؟

 لب هاي تان كدام شما لب هاي تان كدام

 - بگوئيد !-

در كام او شكفته، نهان، عطر بوسه ئي؟

 شب هاي تار نم نم باران

- كه نيست كار -

 اكنون كدام يك ز شما بيدار مي مانيد

در بستر خشونت نوميدي

 در بستر فشرده دلتنگي

در بستر تفكر پر درد رازتان،

تا ياد آن - كه خشم و جسارت بود-

بدرخشاند تا دير گاه شعله آتش را در چشم بازتان؟

***

 بين شما كدام

- بگوئيد !-

بين شما كدام صيقل مي دهيد سلاح آبائي را براي روز انتقام؟

« تركمن صحرا - اوبه ي سفلي »


 
comment نظرات ()