سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٥
 

هزاران سال گذشت ,نپرس که نميدانم,که چرا هنوز تويي آنکه ميپرستيدم.هم او که هرگز تغيير نکرد, باز هم تو, باز هم تو, باز هم تو...
نپرس که نميدانم,که چرا هنوز تويي هم او که قلبش به قلبم پيوند خورده بود,هم او که هرگز سرد  نميشد , باز هم تو, باز هم تو, باز هم تو...
برگهاي سبز فروريختند,آفتاب سرد شد رودها خشکيدند, نپرس که نميدانم ,که چرا هنوز مهربان ماندي ,با من تو ,با من تو,با من تو...
پرنده هاي مهاجر به خانه هاشان بازگشتند,نپرس؛که نميدانم,که چرا هنوز عاشقانه ماندي ,با من تو ,با من تو,با من تو...


 
comment نظرات ()