سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
ملت مرده
نویسنده : Naghooos - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٦
 

   پيشتر دغدغه هاي سياسي ذهنم را مشغول مي کردند.آشفتگي هاي روحي به خاطر نابرابري هاي سياسي؛ظلم و استبداد و خفگان؛تاريکي جامعه ي سياسي و شکست و عقب نشيني؛و حتا خيانت  نخبگان سياسي نسبت به ايدئولوژي ها و اهداف بزرگ.از شکست اصلاح طلباني که خود تنها در نام به اين واژه معروف بودند به نا اميدي فرو ميرفتم و ماهها گريه ميکردم؛از ماجراي 18 تير؛ از ممنوعيت اعتراض؛ از ناداني و نا آگاهي افراد جامعه خصوصا دانشجويان از مسائل مهم سياسي در خود فرو ميرفتم؛از اعتصاب غذاي گنجي به خود ميپيچيدم.حالا به خود ميخندم که به اشخاصي چون خاتمي و يا معين اميدوار بودم؛به آينده ي سياسي ايران؛اغلب ميشنيدم که ملت نا اميد ملتي مرده است، کنون حضور و سلطه ي مرگ را به وضوح ميبينم و با تمام وجودم حس ميکنم.تنها دلخوش به نوشته هاي اعتراض گونه در بلاگم بودم که به ميمنت دولت جديد آن دلخوشي رو هم از دست داديم.بعد از انتخابات مدتها افسرده و نا اميد و خشمگين از ناتواني ام بودم اما بالاخره توانستم آرزوهايم را به دست فراموشي بسپرم.اکنون ديگر مدتهاست دغدغه هاي سياسي در ذهنم تبديل به دغدغه هاي اجتماعي شده؛ اکنون ديگر به اصلاح طلبان مرده و روحيه ي مرده مبارزه نمي انديشم. به روشني ميبينم که مردمي که زماني الگوي مبارزه بودند به نان شب خود محتاجند.به خيابانها نگاه ميکنم؛نسل جوان ديگر به پيراني مبدل شده اند که تنها ظاهر جوان دارند؛مردمي با لباسهاي سياه و يادآور مرگ؛نااميد و دلمرده؛مردمي که در کشوري زندگي ميکنند که از نظر ذخاير نفتي در رده سوم جهان قرار دارند اما ناچارند روزي به تنها سه ليتر بنزين اکتفا کنند؛ديگر دغدغه هاي من سياسي نيستند؛حالا ديگر بيشتر به نابرابري هاي اجتماعي ؛ نابرابري درامد؛نابرابري اشخاص صاحب ايدئولوژي با اشخاص خودفروش از نظر فکري...؛تبعيض جنسي ؛مردمي با افکار نادرست و بيمار.فرهنگها و آداب و رسوم اجتماعي واقعا عقب مانده که زندگي را صد چندان براي جوانان و حتا ديگر مردم دشوار ميسازد؛ عقب ماندگي فکري؛ کوته فکري شديد ؛عقب ماندگي تحصيلي؛ مدرک گرايي ؛قانون گريزي؛ ...............
اکنون ديگر براي مرگ ملت عزادارم!


 
comment نظرات ()