سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٢
 

جشن اسفندگان

Pussy Willow Tree - درخت بيدمشک، پيشکش شماروز ٢٩ بهمن ماه برابر است با سپندارمذ روزِ اسفند ماهِ زرتشتی (دينی). اين روز روز جشن اسفندگان می‌باشد. از گذشته‌های دور ايرانيان جدا از جشن‌های ويژه مانند نوروز و سده، هر روزی که با نام ماه يکی می‌شده است را جشن می‌گرفتند. در فرهنگ گذشته‌ی ما شادی و جشن جايگاه ويژه‌ای داشته است. که امروزه جای خود را به غم و سوگواری که فروزه‌ی اهريمن است، داده است.

جشن اسفندگان ويژه‌ی زنان و زمين است و بهتر است که بجای برگذار کردن روز مادر در روزی که برگرفته از تاريخ قمری است و هيچ پايه و اساسی ندارد، اين روز را همچون گذشته، ويژه‌ی روز مادر و زمين برگذار کنيم. بويژه که هم برآمده از فرهنگ ايرانی است و هم با رسم و آيين ويژه‌ی خود، زيبايی و شادابی را به زندگی ما می‌آورد.

پيشاپيش اين جشن را به مادران و زنان ايرانی شاداباش می‌گويم و برای‌شان آرزوی بهروزی و شادکامی دارم.

در زير چند نوشته درباره‌ی اين جشن و معنی نام آن می‌آورم.

* ابوريحان بيرونی گويد: «اين جشن ويژه‌ی زنان بوده است، و در آن، از شوهران خويش پيشکش دريافت می‌کرده‌اند، از اين رو آن را جشن مزد‌گيران می‌خوانده‌اند.» (آثارالباقيه عين القرون الخاليه، چاپ زاخو، ص ۲۲۹)

* يادآوری اين خاطره بجاست که به پيشنهاد استاد پورداود، برای زنده کردن اين جشن در هياتی امروزی، اين روز به نام «روز پرستار» اعلام شده بود و همه ساله در چنين هنگامی جشن‌ها و مراسمی برای بزرگداشت پرستاران و بزرگداشت از کوشش‌های آنان برگذار می‌شده و نشست‌های اين جشن را با «بيدمشک» - گل ويژه امشاسپند بانو سپندارمذ – می‌آراستند. (استاد جليل دوستخواه در کتاب اوستا، کهن‌ترين سروده‌های ايرانيان)

* اسفند يا سپندارمذ در اوستا به صورت سپنته آرمئيتی آمده است اين واژه معنی فروتنی و بردباری دارد. سپنته آرمئيتی چهارمين مرحله از راه عرفان در پيام اشو زرتشت است. سپندارمذ در نقش مادی خود از زمين نگاهبانی می‌كند و از آنجا كه زمين مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد، جشن اسفندگان برای ارج گذاشتن به زنان نيكوكار نيز برگزار می‌شود. در گذشته و در برخی نقاط سرزمين ايران در اين روز بانوان لباس‌های نو می‌پوشيدند، زن‌هايی كه مهربان،پاكدامن، پرهيزگار و پارسا بوده‌اند و فرزندان نيک را زاده بودند مورد ارج و تشويق قرار می‌گرفتند. در روز جشن اسفندگان، زن‌ها از مردان خود پيشكش‌هايی دريافت می‌كردند. آنها در اين روز از كارهای هميشگی خود در خانه و زندگی معاف می‌شدند و مردان و پسران كارهای روزانه‌ی زنان در خانه را در چنين روزی با شادمانی انجام می‌دادند. اكنون نيز زرتشتيان جشن اسفندگان را به نام روز زن و روز مادر جشن می‌گيرند و مقام زنان نيكوكار و پاكدامن را گرامی می‌دارند. (برگرفته از سايت ايران موبد)

Pussy Willow Flower - گل بيدمشک، چنين می‌نمايد که صدها گل لاله کنار هم چيده شده‌اند.* سِپَندارمَذ: (در اوستا «سْپِنت اَرمَيتی» و در پهلوی «سِپَندارمَت» يا «سِپَندارمَد» و در فارسی «سِپَندارمَذ» يا «اِسفَندارمَذ» يا «اِسفَند» مرکب است از دو جزء «سْپِنتَ» به معنی «وَرجاوَند» و «آرمَيتی» يا «اَرمَيتی» که معنی آن را انديشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی نوشته‌اند. در پهلوی معنی اين ترکيب را «خِرَدِ کامل» نوشته‌اند.)

در گاهان، غالبا جزء دوم آن «آرمَيتی» به تنهايی آمده و يکی از فروزه‌های «مزدااهوره» است؛ اما در اوستای نو، سپندارمذ نام يکی از امشاسپندان است که در گروه سه‌گانه‌ی امشاسپند بانوان - سپندارمذ، خرداد و امرداد - جای دارد و از نمادهای مادر‌-‌خدايی اهوره‌مزدا به شمار می‌آيد. اين امشاسپند بانو در جهانِ مينُوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره مزدا و در جهان استومند، نگاهبان زمين و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره‌مزدا است و ايزد بانوان آبان (اردويسور اناهيتا) و دين و اَشَی از ياران و همکاران اويند و «تَرومَيتی» (نانگ ْهَيثْيَه) ديو ناخوشنودی و خيره‌سری و يکی از کَماله‌ديوان، هَمِستار اوست.

در گاهان از «سْپِنْتَ آرمَيتی» چون پرورش‌دهنده‌ی آفريدگان ياد می‌شود و از طريق اوست که مردم برکت می‌يابند. «مزدااهوره» او را آفريده است تا رمه‌ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستایِ نو، او دارنده‌ی ده‌هزار داروی درمان‌بخش است. (هرمزد يشت، بند ٢٧) و نام او (بويژه در ونديداد) غالبا مترادف با «زمين» می‌آيد.

بهار نوشته است: «در وداها arámati آمده که بعضی آن را با زمين يکی دانسته‌اند. مولتن بر اين گمان است که اين نام در اصل arâ-mâtâ بوده است به معنی «مادر زمين». ا.چ.گری گمان می‌کند که در اساطير ايرانی، «ارمتی» همسر و نه دختر خدای آسمان بوده است که برابر آن در وداها dyâvâ prthvî است و سپس چون هرمزد خدای بزرگ شده است، اين اسطوره در ادبيات بعد از زرتشت به صورت دختر هرمزد درآمده است.» (مهرداد بهار: پژوهشی در اساطير ايران، پاره‌ی نخست)

واژه «ساندارامِت» (به معنی «اندرون زمين») در زبان ارمنی، صورتی از «سپندارمذ» است. (موسس خورناسی: تاريخ ارمنستان، ترجمه گ.نعلبنديان، نشريات دانشگاه ايروان، ١٩٨٤ - ص ٢٣-٣٢٢)

پنجمين روز ماه و دوازدهمين ماه سال به نام اين امشاسپند بانو است که در فارسی «اسفند» گفته می‌شود. گل بيدمشک را نيز ويژه‌ی او دانسته‌اند. (رونويسی شده از کتاب اوستا کهن‌ترين سرودهای ايرانيان، نوشته‌ی جليل دوستخواه، ١٣٧٠، ص ٣-١٠٠٢)

* شايد بد نباشد بدانيد که جناب نوشيروان کيهانی زاد روزنامه‌نگار ايرانی در يکی از رويدادنگاری‌های خود نوشته بودند که چندين سال است که در فرنگ و به ويژه امريکا پس از آگاهی از اين جشن در ايران باستان، روزی کمابيش نزديک اسفندگان را در آنجا جشن می‌گيرند و در آن روز مردان به زنان خود پيشکشی می‌دهند. و اين جشن کم‌کم دارد در آنجا همه‌گير می‌شود.
يک همچين چيزی. خود نوشته دم دستم نيست. توی سايت‌‌شان هم در اينباره ننوشته‌اند! تازه به نادرست روز ٥ اسفند ماه را که خور روز اسفند ماه زرتشتی است، روز زن و زمين ناميده‌اند.


 
comment نظرات ()