سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٢
 

   دلاور ناخواسته گامي به اشتباه برميدارد و به ورطه ي نابودي درمي غلتد.
   اشباح او را به هراس مي اندازند. انزوا آزارش ميدهد. او كه همواره در پي نبردي جانانه بود ، نمي پنداشت گرفتار چنين بلايي شود.
   با اينهمه اينچنين شد. پس پاي در بند ظلمت به سراغ استاد خود ميرود و ميگويد:
   -استاد ، من به ورطه ي نابودي فروافتاده ام. آب ژرف است و ظلماني.
   استاد پاسخ ميدهد:
   -يك چيز را به يادآر. آنچه سبب غرق شدن ميگردد ، فرورفتن در آب نيست ، ماندن زير آب است.
   و دلاور تمام نيروي خود را جمع ميكند تا از غرقابي كه گرفتارش شده ، رهايي يابد.
                                                         پائولو كوئليو
                                                         رساله ي دلاور اشراق


 
comment نظرات ()