سکوت تلخ

تو مپندار كه خاموشي من ، هست برهان فراموشي من

 
 
نویسنده : Naghooos - ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۳
 

 از عاشقان شرزه


آن عاشقان شرزه، كه با شب نزيستند
رفتند و شهر خفته ندانست كيستند
فريادشان تموج شط حياط بود
چون آذرخش در سخن خويش زيستند

مرغان پرگشوده ي توفان كه روز مرگ
دريا و موج و صخره بريشان گريستند

ميگفتي، اي عزيز!: « سترون شده ست خاك.»
اينك ببين برابر چشم تو چيستند:
هر صبح و شب به غارت توفان روند و باز
باز، آخرين شقايق اين باغ نيستند.
  
                                    شفيعي كدكني


 
comment نظرات ()