/ 3 نظر / 2 بازدید
مجتبی

مدتی بود بهت سر نزده بودم. فکر م کردم ديگه نمی نويسی! يه کم به قالب بلاگت برس. مطالبت هم خوب بود

مهرداد

دیگر نمی توانم دنبال این سایه های بیهوده بروم، با زندگانی گلاویز بشوم. من دیگر نمی خواهم نه ببخشم و نه بخشیده بشوم. نه به چپ بروم و نه به راست. می خواهم چشمهایم را به آینده ببندم و گذشته را فراموش بکنم. مي خواهم در حال زندگي كنم. با خنده اي، بخندم. با اشكي، اشك بريزم. دلم مي خواهد كودك باشم.

jobiter

از اينکه دوباره می نويسيد خوشحالم ولی چرا بی خبر حتما برتون مطلب ميدم موفق باشيد