دستهایت را دوست می دارم....تقدیم به ا.ک

انگشتهایت دعاهایی تازه اند
که من آنرا کشف کرده ام

و در دستهای من اکنون فراهم آمده اند،
برای روزهای مبادا،
برای شبهای دراز...

سالهاست که به قصد نوشتن برای تو قلم بدست میگیرم ولی هنوز هم نمیتوانم خوبیهای تو را به تصویر بکشم.وقتی نامت را زمزمه میکنم گرمای عجیبی توام با خنکای سحرآمیزی روحم را فرامیگیرد و باران آرام و زیبایی شروع به باریدن میکند.بوی خاک خیس دستان سبزت را به خاطرم می آورد و آسمان شفاف و آب زلال چشمان براقت را..., اما انگشتانت... مقدساتی اند که همواره دستان مرا پاک میسازند.

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
ژوپیتر

چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست... عالی بود و زیبا همیشه تو تنها نمی مونی ولی منه تنها رو دعا کن کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند

ژوپیتر

شايد اين بن بست روزی کوچه شود اما در انتهايش ديگر خبری از تو نيست!

ژوپیتر

شهر من غربت دیار بی کسی اندکی پایین تر از دلواپسی چند متری مانده تا آوارگی ده قدم پایینتر از بیچارگی جنب یک و یرانه میپیچی به راست میرسی در کوچه ای کز آن ماست داخل بن بست تنهایی ودرد هست منزلگاه چندین دوره گرد خسته و وامانده از این ماجرا در میان اطراف می بینی مرا

ژوپیتر

یک بار خواب دیدن تو به تمام دنیا می ارزد پس نگو رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم گر چه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریاییست تاب و توانش بیش از این هاست به ما هم سر بزنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!! [گریه]

ژوپیتر

آدمک آخر دنياست بخند آدمک مرگ همينجاست بخند دست خطی که تورا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک مست نشوی گريه کنی کل دنيا سراب است بخند آن خدايی که بزرگش خواندی بخدا مثل تو تنهاست بخند