یا حسین آزاده

دریغا امید و حسرت و آرزو، که در شعله ی شمعی نهفته است...


یا حسین مددی...

 

/ 19 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رشحه قلم

خانه من ... بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر " خانه دوست کجاست؟ "

رشحه قلم

زندگی حسابی مشغولتان کرده !!! پیروز و پایدار باشید

ژوپیتر

اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها شاد و خندان باز گرد باز گرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ همکلاسیهای من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید همکلاسیهای درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می

ژوپیتر

البته در مورد ریس آخر وبلاگ باید بگم زندگی و زندگانی... سلام سال نوتون مبارک صد سال به این سالها امیدوارم سالی پر از موفقیت و کامیابی داشته باشید البته همراه سلامتی و در کنار خانه و خانواده محترمتان به آقا احسان سلام ما رو هم برسونید... البته می دونم که دیگه شما سواره و ما پیاده ...

رشحه قلم

هر نفس آهی است از دل خونین لحظه های عمر بی پایان می رود سنگین اشک خون آلوده ام دامان می کند رنگین

ژوپیتر

چه کم شده اییم؟؟؟؟؟؟؟؟ سلام بر هم کلاسی سابق!!! کجایید؟همه سرگرم زندگی شدن!!!!!!!! خدا رو شکر که همه سرگرم هستن!!!!!