تمثيل

در يكي فرياد
زيستن -
[ پرواز ِ عصباني‌ ِ فـّواره ئي
كه خلاصيش از خاك
نيست
و رهائي را
تجربه ئي مي كند.]
و شكوهِ مردن
در فواره فريادي -
[زمينت
ديوانه آسا
با خويش مي كشد
تا باروري را
دستمايه ئي كند؛
كه شهيدان و عاصيان
يارانند
بار آورانند.]
ورنه خاك
از تو
باتلاقي خواهد شد
چون به گونه جوباران ِ حقير
مرده باشي.
***
فريادي شو تا باران
وگرنه
مرداران!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

سلام ما اگر بسوی او نرويم همه مرداريم خدايا ما را از عادتهای سخيف نجات ده

باران پاييزی

سلام با یه مطلب از ویکتور هوگو به روزم... اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

احسان کاتب

کمتر از ذره نیی پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان. زيبا بود مثل هميشه.

هلن

زیر این گنبد نیلی ، زیر این چرخ کبود توی یک صحرای دور، یه برج پیر و کهنه بود یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد از افق، کبوتری تا برج کهنه پر گشود برج تنها سرپناه خستگی شد مهربونیش مرهم شکستگی شد اما این حادثه ی برج و کبوتر قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد اول قصه مونو تو می دونی تو می دونستی من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو ندید ای پرنده من، ای مسافر من من همون پوسیده ی تنها نشینم هجرت تو هر چه بود معراج تو بود اما من اسیر مرداب زمینم راز پرواز و فقط تو می دونی تو می دونستی نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی آخر قصه مونو تو می دونی تو می دونستی من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی سلام دوست عزیز ممنون که بهم سر زدی شعر زیبایی بود

دختر دانشجو

چقدر بی وفائيد.. اين شعر از کی بود؟خودتون گفتید؟

مسيحا ابوعلی

سلام دوست عزيز لذت بخش بود مثل هميشه با کارتون ارتباط خوبی برقرار کردم من هم به روزم خوشحالم ميکنيد بيايد تا از نظراتتون استفاده کنم دوستتان دارم تا مرگ غزل

دختر دانشجو

سلام برای خواندن شعر بسيار زيبائی از شهريار در وبلاگم دعوتتان می کنم.

jobiter

اگر نگويم عالی بود که دروغ گفته ام دستتان درد نکند منتظر آثار خودتان هستم