تو را ناديدن ما غم نباشد
که در خيلت به از ما کم نباشد


من از دست تو در عالم نهم روي
وليکن چون تو در عالم نباشد


عجب گر در چمن برپاي خيزي
که سرو راست پيشت خم نباشد


مبادا در جهان دلتنگ رويي
که رويت بيند و خرم نباشد


من اول روز دانستم که اين عهد
که با من مي کني محکم نباشد


که دانستم که هرگز سازگاري
پري را با بني آدم نباشد


مکن يارا دلم مجروح مگذار
که هيچم در جهان مرهم نباشد


بيا تا جان شيرين در تو ريزم
که بخل و دوستي با هم نباشد


نخواهم بي تو يک دم زندگاني
که طيب عيش بي همدم نباشد


نظر گويند سعدي با که داري
که غم با يار گفتن غم نباشد


حديث دوست با دشمن نگويم
که هرگز مدعي محرم نباشد

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تقديم به کسی که ديگر نمی آيد

در دلم آرزوی آمدنت میمیرد... رفته ای اینک ؛ اما آیا باز میگردی ؟ چه تمنای محال ؛ خنده ام میگیرد ! چه شبی بود و چه روزی افسوس ... روزها شوری داشت . ما پرستو ها را ؛ از سر شاخه به بانگ هی هی میپراندیم در آغوش فضا. ما قناری ها را ؛ از درون قفس سر رها میکردیم... آرزو میکردم ؛ دشت سرشار ز سرسبزی رویاهارا... من گمان میکردم دوستی همچون سروی سرسبز ؛ چتر فصلش همه آراستگی است . من چه میدانستم هیبت باد زمستانی هست ؟ من چه میدانستم سبزه میپژمرد از بی آبی ؛ سبزه یخ میزند از سردی دی و چه رویاهایی !! که تبه گشت و گذشت ... و چه پیوند صمیمیت ها ؛ که به آسانی یک رشته گسست. چه امیدی ؛ چه امید ؟؟ دل من میسوزد ؛ که قناری هارا پر بستند ... که پر پاک پرستوهارا بشکستند... و کبوترها را ... آه ؛ کبوترهارا ... و چه امید عظیمی به عبث انجامید !!!

ناقوس(تقديم به کسی که هميشه می آيد)!!!

من که هميشه هر مطلبی دادين زدم تو بلاگ.اما اگه اينجوری راضی نيستيد پسورد رو داريد و بلاگ انجمن متعلق به شماست.

مهشيد

سلام پری جون.خيلی ممنون به خاطر هديه قشنگت

فری

سلاااااااااااام عزيز دلم چه عجب خانومی گاهی فکر ميکنم منو از ياد بردی چطوری تو رو خدا تنبل نباش و زود به زود سر بزن منتظرتم عزيزی فری

فريبا

سلام تنبل من تا ظهر آپم زودی بيا منتظرتم فری

مهشيد

سلام پری جون.من فردا صبح ميرم تبريز هر بدی و خوبی که ديدی حلال کن.

دختر نارنج و ترنج

من می گم فاصله مرگه ، بینِ دستای تو تا من ... با دو کارِ کوتاه به روزم و منتظرت ________ بچه تر که بودم ، شبی خواب دیدم رفیقِ شازده کوچولو شده ای و من نشسته ام روی صندلی سفینه ی شما ، عازمِ سیارکِ ب ۶۱۲ ! حالا ... 1 - س ل ا م پی نوشت : ن د ا ر د

فريبا

سلام خانومی من مرسی که اومدی اونم زودتر از مهسا جون فری بیا يه کاری کنیم اين دختر از فکر باريش در بياد ديوونه مون کرد خدا به داد شماها برسه نکنه خودت از اون بد تری؟ بازم بيای ها بايد يه کاری کنم تو هم از تنبلی در بيای منتظرتم فری

ناقوس

پشت ديوار كسي مي گذرد مي خواند بايد عاشق شد و رفت بادها در گذرند