باد ها در گذرند

azad-dovom.gif 


بايد عاشق شد و خواند
بايد انديشه كنان پنجره را بست و نشست
پشت ديوار كسي مي گذرد مي خواند
بايد عاشق شد و رفت
چه بيابانهايي در پيش است
رهگذر خسته به شب مي نگرد
مي گويد : چه بيابانهايي بايد رفت
بايد از كوچه گريخت
پشت اين پنجره ها مرداني مي ميرند
و زناني ديگر
به حكايت ها دل مي سپرند
پشت ديوار كسي درياواري بيدار
به زنان مي نگريست
چه زناني كه در آرامش رود
باد را مي نوشند
و براي تو
براي تو و باد
آبهايي ديگر در گذرست
بايد اين ساعت انديشه كنان مي گويم
رفت و از ساعت ديواري پرسيد و شنيد
و شب و ساعت ديوراي و ماه
به تو انديشه كنان مي گويند
بايد عاشق شد و ماند
بايد اين پنجره را بست و نشست
پشت ديوار كسي مي گذرد
مي خواند
بايد عاشق شد و رفت بادها در گذرند

م.آزاد

/ 4 نظر / 51 بازدید
افسانه

بادها در گذرند بايد عاشق شد بايد زندگی خوردن و خوابیدن نیست انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند. (دکتر علی شریعتی )

فريبا

سلاااااااااااااااااااااام تنبل خانوم من چطوری چه عجب؟ معلومه که سر ميزنم حالم بهتره ولی خوب نشدم دعام کن دوستت دارم

باران پاييزی

سلام وای چقدر شعر قشنگی آدم باهاش سر حال می شه نفس می گيره بايد عاشق شد و رفت بادها در گذرند من که خوشم امد از اين شعر

مهشيد

سلام پری جون.چطوری؟چيکارا می کنی؟ وقت کردی يه سريم به ما بزن.