ترسم که اشک در غم ما پرده در شود 
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود    
 
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر 
آری شود ولیک به خون جگر شود    

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود     
 
از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان 
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود    

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو 
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود    

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من 
آری به یمن لطف شما خاک زر شود    

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب 
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود    

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی 
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود    

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود     
 
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست 
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

/ 5 نظر / 8 بازدید
لیلی

چه تنگنای سختی است یک انسان یا باید بماند یا برود . این هر دو ، اکنون برایم از معنی تهی شده است . و دریغ که راه سومی نیست . دکتر شریعتی

ژوپیتر

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

ژوپیتر

4 سال پیش بین بد و بدتر بدتر و انتخاب کردیم اگه خاتمی نیاد باید امسال بین احمدی نژاد و توکلی و حداد عادل و کروبی انتخاب کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه شودّ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ژوپیتر

اگ ه مقدور بود یه سری خاطرات از پیام نور و شاید دوران دانشجویی بنویسم البته می خواستم این کار رو دسته جمعی انجام بدیم یعنی شما هم خاطاراتی از آن دوران بنویسید البته اگه باعث تکرار خاطرات بدتان نباشه؟!

ژوپیتر

با اینکه باید نگریست ولی فقط چشمانمان می بیند!!!! این هم وزیر جدید کشور؟!!!!!! چه شود؟؟؟!!!!!