تنهایی

(دور از تو تنهایم)

 


سپیده سر زد و مرغ سحر خواند
سپهر تیره دامان زرافشاند

شبی گفتی به آغوش تو آیم
 چه شبها رفت و آغوشم تهی ماند

 

ه.ا.سایه

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان کاتب

مهربانم : اي شبگرد عاشق، عشقت و صداقتت برايم مطمئن ترين تکيه گاه است .منتظر فردايي مي مانم که در آن با دلي پر از شادي و شور رسيدن به سويم بيايي.

ژوپیتر

در این تنهایی ستاره آسمان هم سو سو نمی زند چگونه باید تنها ماند؟

ستاره شرقی

سلام پری جون. بلاخره یکی کامنتش مربوط به متنی که نوشتی. فکر کنم همون یک نفرو یک نظرم برات کافی باشه[شوخی] [ماچ][ماچ][گل]

سید مهدی موسوی

مطمئن باش ديگر اين لاک پشت پرواز نمي کند برگشته ام به همين سادگي و غمگيني با: آخرين برگ سفرنامه ي باران وودي آلن، ريچارد براتيگان، بهوميل هرابال، شمس تبريزي!! يک ترانه جديد دو رباعي يک غزل-مثنوي خبرهاي جديد از کارگاه شعر تهران توضيحاتي درباره داوري کنگره شعر يزد لينک اشعار، داستان ها و مقاله هاي: (به ترتيب الفبا) فاطمه اختصاري، ليلا اکرمي، آناهيتا اوستايي، زهره جعفرزاده نوشين جليلوند، محمد حسيني مقدم، الهام حيدري، مونا زنده دل مريم سعيدي، سيد حميد سهرابي، محسن عاصي، کيارش کاوياني زهرا گريزپا، زهرا معتمدي، حميد ملک زاده، شهرام ميرزايي الهام ميزبان، وحيد نجفي و... در سايت آدم برفي ها و عروض خبر چندين جشنواره ي تر و تازه شعر و فيلم و... ماجراي کتاب شعر جريان کرج! و آخرين خبرها از فصلنامه «همين فردا بود» اين همه ماه نبودنم را انتظار کشيديد حال من با خستگي سفر منتظرم...

ژوپیتر

ریس مجلس در پی وضع نابسامان اقتصادی مردم را به اقتصاد معنوی دعوت کرد ؟؟؟؟!!!!!!! بعد از این اگر دیدید من ودوستانم از تنهایی و چیزهایی دم می زنیم که به شکم سیری مربوط می شود بدانید داریم اقتصاد خرد و کلان با معنویات فراوان می نویسیم[شوخی]

ژوپیتر

تایید باید بشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا باید دوستان این همه اعتماد به هم خرج می کنند ؟ اتفاقی اگه افتاده بگید دیگه کامنت نزاریم؟؟؟؟؟؟؟

یک دوست

سلام/

ژوپیتر

زندگی یه بازیه کی از عمرش راضیه؟! ابر گریونه دلم چشمه خونه دلم نمیتونم دلمو راضی کنم این دل دیوونه رو راضی به این بازی کنم یه بهونه برای بودن و موندن ندارم تو گلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم! همه جا سرد و سیاه رو لبام ناله و آه سر من بی سایبون نگه ام مونده به راه دست من غمگین وسرد تو دلم یه گوله درد نه بهاری نه گلی پائیزه پائیزه زرد... دلی که دلدار نداره با زندگی کار نداره! غریب این دیارم یه آشنا ندارم سرم بی سایبونه دلم یه پارچه خونه! غم تو دلم نشسته بال و پرم شکسته غریب این دیارم یه آشنا ندارم سرم بی سایبونه دلم یه پارچه خونه! همه جا سرد و سیاه رو لبام ناله و آه سر من بی سایبون نگه ام مونده به راه دست من غمگین وسرد تو دلم یه گوله درد نه بهاری نه گلی پائیزه پائیزه زرد... ترانه‌سرا : مينا اسدي

لیلی

ای که تقدیر تو را دور زمن ساخت سلام ! نامه ای دارم از فاصله ها چند شبی بود که من خواب تو را می دیدم خواب دیدم که فراری هستی ف می گریزی از شهر پاسبانان همه جا عکس تو را می کوبند جارچی ها همه جا نام تورا می خوانند در همه کوی و گذر قصه تعبیر تو بود مردم و تیر و تفنگ، اسبهای چابک متهم قاتل گلهای سپید !جایزه یک گل رز و تو میدانی من عاشق گلهای رزم ! دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت مردم شهر ، چرا در پی تو می گردند نگرانت شده ام ، بی جوابم مگذار پشت پاکت بنویس ، متهم قاتل گلهای سپید و تو می دانی من عاشق گلهای رزم !

لیلی

سرمایه های یه دل حرف هایی است که برای نگفتن دارد . از اینکه دوباره می تونم با دوستان و آشنایان دوران دانشگاه ارتباط داشته باشم بسیار خوشحالم از شما نیز به خاطر دلگرمی هایی که برای ما می دهید سپاسگذارم آقای ژوبیتر و ژریسا جون بسیار متشکریم سایتتون عالیه .