تفالی بر دیوان حافظ
نوروز 87
در حافظیه...

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من ابن کارها کمتر کنم

من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم

عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده
سرفرو بردم در آنجا تا کجا سر بر کنم

لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یارب که را داور کنم

بازکش یک دم عنان ای ترک شهر آشوب من
تا ز اشک و چهره راهت پر زر و گوهر کنم

من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج ها
کی نظر در فیض خورشید بلند اختر کنم

چون صبا مجموعه ی گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه ی دفتر کنم

عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار
عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم

من که درام در گدایی گنج سلطانی به دست
کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم!

گرچه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه ی خورشی دامن تر کنم

عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه ی کوثر کنم

پدوش لعلش عشوه ای میداد حافظ را ولی
من نه آنم کز وی این افسانه ها باور کنم

/ 3 نظر / 2 بازدید
دكتر مجتبي كرباسچي

دوست خوبم سلام صاحبدلان مجموعه اشعار عارفانه عاشقانه به همراه مقالات گوناگون است واين بار با " چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد " سهراب سپهري و مطالب گونه گون بروزم منتظر حضور سبزتان هستم صاحبدلان

اشرف

بیا ساقی آن می که حال آورد کرامت فزاید کمال آورد به من که بس بیدل افتاده ام و زین هر دو بیحاصل افتاده ام

jobiter

چه سکوتی چه شبی.. جای یک عابر شب گرد غزل خان خالیست. جای مهمان خالیست.. جای عطر گل سرخ توی ایوان خالیست.. جایت ای دوست خوب زیر باران خالیست. روی قالیچه دل جای مهمان خالیست. جای یک یاس سپید توی گلدان خالیست.. جای پای تو در این برف زمستان خالیست.. جای مهمان خالیست جای مهمان خالیست.. خواستم که فال بگیرم که تو کی می آیی.. دیدم که ای بخت که فنجان خالیست. روی این برکه آب جای نیلوفر عریان خالیست.. جای مهمان خالیست