http://whatiswizard.persianblog.ir/

چاکراي اول

--------------------------------------------------------------------------------

محل: بين مقعد و اندام تناسلي، به دنبالچه مرتبط است به طرف پايين باز ميشود

غدد مربوطه: غدد فوق کليوي

هورمونهاي مربوطه : آدرنالين و نور آدرنالين

بخشهاي مربوطه: تمام قسمتهاي سخت، ستون فقرات استخوانها، دندانها، ناخن ها، پاها، مقعد، روده ها، غدد پروستات، خون، تکثير سلولي

حس: بويايي

رنگ: قرمز آتشي

عنصر وابسته: خاک

زمينه: اولين انرژي حياتي، اولين مراقبت پيوند با زمين و دنياي مادي، استحکام، قدرت موفق شدن

جهت چرخش چاکرا: در مونث به سمت چپ يعني بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت و در مذکر به سمت راست يعني در جهت چرخش عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي اول: لذت بردن از سپيده دم، طلوع و غروب خورشيد، خاک تازه

نوع يوگا: هاتايوگا، کندامين يوگا

سياره هاي وابسته: کيوان، مريخ، پلوتون

توضيحات:

اين چاکرا از نظر احساسي با ميل به زندگي و شادابي و از نظر فيزيکي با سيستم ايمني بدن در ارتباط است. اين چاکرا تنظيم کننده اعمالي است که بدن و جسم را زنده نگه ميدارد. در اين چاکراست که با زمين مرتبط ميشويم و انرژيهاي زميني (نيروي عاطفي، عشق و صبر ) را دريافت و تجربه ميکنيم. چاکراي اول اساس و پايه نيروي حياتي تمام چاکراهاي بالاتر را شکل ميدهد و سرچشمه نيروي حيات است. اين چاکرا منبع انرژي کنداليني است. بناي زندگي بدست آوردن امنيت مادي و حفظ تنازع بقا گونه ها با تشکيل خانواده، رابطه جنسي به عنوان يک عمل فيزيکي و بچه دار شدن هم از اعمال مربوط به اين چاکرا هستند.

وقتي نيروي حيات در اين چاکرا به درستي عمل نمايد، شخص اشتياقي مبرم به زندگي در جهان فيزيکي دارد و با انتقال انرژي به اطرافيان و حوزه انرژي آنها همچون يک مولد نيرو عمل ميکند. او اشتياقي راستين براي زيستن دارد. رنگ قرمز که رنگ اين چاکرا ميباشد جسم فيزيکي را تحريک ميکند و سر زندگي و انرژي به جسم داده و روح را سر زنده و با هيجان ميکند و رنگ قرمز جرات، نيرو و قدرت، استواري و سلامتي ميبخشد. قرمز سبب غلبه بر بي حالي و افسردگي، ترس يا دلتنگي ميشود. قرمز رنگ آتش است. قرمز تعصب شديد، غيرت و هيجان است. افرادي که بر افروخته و سرخ رنگ هستند ناخود آگاه احساس سرزندگي، پرتلاش بودن را به شما منتقل ميکنند و الگو و نمادي هستند از يک فرد پرتحرک! آنچه برداشت ميشود اين است که نيروي حيات مادي و جسمي از رنگ سرخ است.

زماني که دراين چاکرا مانعي ايجاد گردد شخص از فعاليت جسمي سر باز ميزند و انرژيش کاهش مييابد و حتي ممکن است عليل و ناتوان گردد. چنين فردي فاقد قدرت و توان جسمي است. بطور مثال اگر چاکراي اول به اندازه کافي کار نکند احساس عدم تعادل خواهيد کرد يا انگار فرش از زير پا کشيده شود درحالي که محکم ايستاده ايد. اگر چاکراي اول بيش از حد کار کند ممکن است از کوره در برويد و عصباني و پرخاشگر شويد و اين ممکن است زماني باشد که چيزهايي که شما را مشغول و سرگرم ساخته توسط ديگران يا شرايط مورد سوال قرار گيرد. در نهايت زماني که احساس عدم امنيت ميکنيد با خشم و غضب و زود از کوره در رفتن حالت دفاعي ميگيريد. از نظر احساسي کم تحمل ميشويد همچنين ممکن است افراط در مسائل احساسي و هيجاني مثل غذاي خوب و الکل و غيره داشته باشيد. در کارهايتان به شدت در حالت دودلي و شک و ترديد به سر ميبريد و زندگي را اغلب همچون بار سنگيني احساس ميکنيد به جاي آنکه از زندگي لذت ببريد و شاد باشيد.

بطور کل اختلال در انرژي موجود دراين چاکرا موجب بيماريهايي مثل افسردگي، بيحالي، اعتياد (به هرچيزي)، روماتيسم، رعشه و کم خوني ميشود و همينطور بيماران بستري بر اثر نحيفي و لاغري و ضعف جسماني و بيماران حادثه ها و مجروحان جسماني نياز شديد به انرژي در اين چاکرا دارند اما انرژي دادن به اين چاکرا در کودکان هابپراکتيو، بيماران پرتحرک عصبي، پارکينسون، مجنونان، افراد عصباني و،. موجب تاثير منفي خواهد شد.

تغذيهء رنگي

رنگ طبيعي خوراکيها و غذاهايي که ميخوريم فرکانس ارتعاشي همان رنگ را در دسترسمان قرار ميدهد و بروي چاکراي خاصي تاثير ميگذارد:

جگر قرمز، دل، قلوه، کلم قرمز، چغندر قند، تمشک قرمز، گيلاس قرمز، انگور قرمز، آلوي قرمز، فلفل قرمز، سيب سرخ، گوجه فرنگي و هر چه قرمز است.

اثرات رنگ لباسها بر روي بدن

رنگ لباسها به دليل حساسيت نوري سلولهاي بدن بر ما اثر ميگذارند بنابراين بهتر است لباسي بپوشيم که به رنگ آن نياز داريم اما فراموش نکنيد که هر لباسي اعم از کت، پيراهن يا بلوز يا مانتو به تن ميکنيد، لباس زير شما بايد سفيد باشد. اگر لباستان از پارچه نخي يا ابريشم و يا پشم با رنگ طبيعي باشد بهتر است از لباسهاي مصنوعي با رنگ مصنوعي است.

چاکراي دوم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: بالاي استخوان خاجي، تقريبا بالاي اندام تناسلي و پايين تر از ناف

غدد مربوطه: تخمدانها، غده پروستات

هورمونهاي مربوطه: استروژن

بخشهاي مربوطه: قسمت لگن، اندامهاي توليد مثل، کليه ها، مثانه، تمام مايعات بدن مثل خون، مايع لنف، شيره معده، اسپرم

حس: چشايي

رنگ: نارنجي

عنصر وابسته: آب

زمينه: نخستين احساسات جاري شدن با زندگي، لذن پرستي، شهوت، خلاقيت، شگفت زده و مشتاق

جهت چرخش چاکرا: در زن در جهت عقربه هاي ساعت و در مرد خلاف عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي دوم: لذت بردن و مشاهده نور ماه و آب زلال طبيعي و غوطه ور شدن در آن و يا نوشيدن از آب چشمه

نوع يوگا  باکتي يوگا

سياره هاي وابسته: ماه ، پلوتون

توضيحات:

چاکراي دوم مرکز انرژي جنسي (گيرنده و فرستنده) و نفس و خلاقيت است که به عنصر آب نسبت داده ميشود که منبع تمام حيات زيست شناختي است. عنصر آب پاک کننده و تطهير کننده است و سدهايي را که مانع جريان حيات است شسته و باز ميکند. در سطح فيزيکي آلودگيها را از کليه و مثانه باز ميکند و در سطح معنوي به شکل جريان روان و آزاد احساسات خود را نشان ميدهد و سبب ميشود تا انسان زندگي را هميشه تازه و جديد ببيند. از طريق اين چاکرا فرد مستقيما احساسات انسانها را درک ميکند و آن را به يکي از مراکز ادراک ماوراء حسي تبديل ميکند. چاکراي دوم اغلب جايگاه واقعي "شاکتي" محسوب ميشود، شاکتي تجلي نيروي مونث خداوند به شکل انرژي خلاق است و حوزه نفوذ آن در اندامهاي توليد مثل است که در مرد به صورت ميل خلق حيات جديد و در زن بصورت گيرنده ء تکانه هاي خلاق و ايجاد زندگي جديد است. خلاقيت شامل کاري که فرد در هر زمينه اي انجام ميدهد نيز ميباشد. در نتيجه خلاقيت انسان توسط دستان او متجلي ميشود و اگر کاري که انسان انجام ميدهد مطابق استعدادها و قابليت هاي شخصي اش باشد اين انرژي خلاق متجلي شده و باعث رشد و پيشرفت او در آن زمينه شده و باعث آرامش ذهن او ميشود و اگر برخلاف آن باشد باعث از بين رفتن آرامش ذهن او شده و يکي ازعوامل خشم و عصبانيت او ميشود. احساسات و اعمال فرد خلاق حتي باعث ايجاد انگيزه براي ديگران ميشود.

چاکراي دوم به کيفيت عشق نسبت به جنس مخالف نيز مربوط ميشود ازين چاکرا فرد قدرت جنسي خود را حس ميکند و دومين هدف قدرتمند نيروي حيات (اشتياق به اتحاد دو جنس) آشکار ميگردد بنابراين قدرت جنسي در هر کس به نيروي حيات در او بستگي دارد. ناحيه لگن در بدن منبع حيات است، هر مرکز آن که مسدود گردد کاهش نيروي جسمي و جنسي را به دنبال خواهد داشت. انرژي جنسي در جريان آميزش جنسي شارژ و تخليه ميگردد. اين امر همچون حمامي از انرژي به جسم حياتي دوباره ميبخشد و آن را پاک ميکند و بدن را از انرژي هاي راکد، فضولات، تنشهاي عميق رها ميسازد و اين عمل براي سلامتي جسمي فرد امري مهم است. عمل رها سازي خويش بصورت دو جانبه يکي از طرق وانهادن "تجرد" نفس و تجربه"وحدت" در بشر است. تجربه اي که از بدوي ترين اميال در سطح جسمي از يک سو و آرزوي عميق معنوي وحدانيت با الوهيت از سويي ديگر نشات ميگيرد. اين پيوند يکي از خصلتهاي معنوي و مادي در افراد بشر ميباشد.

انسداد انرژي در چاکراي دوم

اگر راه عبور انرژي در اين چاکرا مسدود شده باشد يا اختلالي در اين چاکرا وجود داشته باشد به نفي يا سرکوب اميال جنسي منتهي ميشود و اغلب در راه زياده روي در رابطه و خيال پردازي نمايان ميشود يا ممکن است به حالتي مانند اعتياد به مواد مخدر در آيد. در هر صورت نسبت به جنس مخالف شک و دودلي و تنش يا حتي نفرت وجود دارد و ابزار اين انرژي هاي طبيعي را فرد محکوم ميکند يا اينکه بصورت شهوت پرستي بي ادبانه و اصرار در اميال جنسي نمايان ميشود در هر صورت بد کار کردن چاکراي دوم معمولا در سن بلوغ بوجود ميايد. بيدار شدن انرژي هاي جنسي بي ثباتي ايجاد ميکند و معمولا والدين و مربيان توانايي آموزش صحيح را در اين زمان به جوانها ندارند و اينکه چگونه اين انرژي را کنترل کنند. کم کاري اين چاکرا ميتواند ريشه در دوران کودکي داشته باشد احتمالا والدين احساسات و ارتباطشان را کنترل ميکردند و فرد کمبود لذتهاي حسي مانند نوازش، مهر و عطوفت را تجربه کرده است در نتيجه احساساتش را سرکوب کرده است و در دوران بلوغ مانع رشد انرژي هاي جنسي شده و نتيجه آن واپس زدگي، فقدان عزت نفس، فلج عاطفي و سرد مزاجيست و زندگي در نظرش غم انگيز، کسل کننده و بي ارزش است. اما با ريکي دادن به اين چاکرا و ريکي فرستادن براي درمان گذشته تمامي اين اختلالات درمان ميشود و وضعيت انرژي در اين چاکرا متعادل ميشود.

تغذيه رنگي براي درمان:

خوراکيها و مواد غذايي به رنگ طبيعي نارنجي مثل: پرتقال، نارنگي، هويج، انبه، کدو تنبل، زردآلو ، نارنج و غيره

 

چاکراي سوم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: دو انگشت بالاي ناف

غده مربوطه: لوزالمعده، پانکراس(کبد)

هورمون مربوطه: انسولين (کيسه صفرا)

بخشهاي مربوطه: فسمت پايين پشت، حفره شکمي، جهاز هاضمه، معده ، کبد، طحال، کيسه صفرا، دستگاه عصبي غير ارادي

حس:بينايي

رنگ: زرد، زرد طلايي

عنصر وابسته: آتش

زمينه: شکفتن شخصيت، عملکرد بر اساس احساسات و تجربه، شکل گيري شخص، نفوذ و قدرت، خرد، رشد تجربيات

جهت چرخش چاکرا: در زنان بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت و در مردان در جهت عقربه هاي ساعت

امکان پاکسازي و فعال ساختن چاکراي دوم: لذت بردن از نور خورشيد، مزرعه گندم رسيده، گل آفتابگردان

نوع يوگا: تانترا يوگا

سياره هاي وابسته: خورشيد، مشتري، تير، مريخ

 

توضيحات:

ماني پورا لغت مرکب و به معني شهر جواهرات است و علت اين نامگذاري اين است که چاکراي ماني پورا نقطه کانوني گرما، مرکز حرارت، نور، انرژي و فعاليت است، جايي که انرژي جسماني پخش ميشود و چنانچه شخص عشقي مفرط به سلامت جسم و ميل به حفظ آن داشته باشد، اين چاکرا باز است. چاکراي ماني پورا به عنصر آتش نسبت داده شده و نشانگر خورشيد انسان و مرکز قدرت و اراده اوست، ماني پورا و آجنا(چاکراي چشم سوم) دو مرکز اراده در بدن ميباشند. به طور کل قدرت اراده، اعتماد به نفس، عشق به نفس، احترام به نفس، اطمينان از توان بالقوه خود و توانايي فيزيکي و ذهني مقابله با فشار رواني يا همان آرامش دروني و ثبات شخصيت است و همچنين تمام کارکردهاي اندامهاي گوارش و سيستم عصبي مربوط به اين چاکرا ميباشد و ارتباطي نيز با چشمها که حس تحليل کننده اند دارد. توانايي نه گفتن نيز در اين مرکز ايجاد ميشود. در اينجا انرژي خورشيدي که پرورش دهنده بدن اتري (کالبد اختري) است جذب ميشود و به بدن فيزيکي حيات بخشيده و از آن حفاظت ميکند و تمامي بدن را در بر گرفته و شخص را از امواج منفي و تشعشعات محيط اطراف مصون ميدارد. اگر چه ماني پورا چاکرايي مربوط به ذهن است اما با حيات عاطفي انسان پيوند دارد، زيرا ذهن يا پديده هاي ذهني عمل تنظيم عواطف را بر عهده دارند در نتيجه انرژيهاي احساسي و عواطف ازين چاکرا به چاکراي قلب و چاکراي خاجي منتقل ميشود. پس در اينجا آرزوهاي حياتي، آرزوها و احساسات چاکراهاي پايين تر درک ميشود و بصورت کلام در ميايد. وقتي کودکي متولد ميشود، بند نافي اتري بين او و مادر باقي ميماند. اين رشته ها نمايانگر پيوند ابناء بشر با يکديگر هستند. هرگاه دو انسان با يکديگر رابطه اي برقرار سازند، ريسماني بين چاکراهاي شبکه خورشيدي آنها رشد ميکند و هرقدر اين رابطه محکم تر، تعداد و قدرت اين ريسمانها افزون تر و زماني که رابطه در حال گسستن است، رشته ها به تدريج جدا ميشوند. در دوران کودکي اين رشته ها بين مادر و فرزند بيشتر است و در دوران بزرگسالي اين رشته ها را با همسر خويش برقرار ميکند. در ضمن اين مرکز به عنوان درمان نيز شناسايي شده و به شفاي معنوي مربوط است. گفته ميشود که در برخي از درمانگران اين چاکرا بسيار بزرگ و رشد يافته است.

 

انسداد انرژي و کم کاري چاکراي سوم

وقتي چاکراي سوم درست کار نکند، فرد ميخواهد همه چيز بر طبق خواسته هاي او انجام شود و دوست دارد دنياي درون و بيرون را کنترل کرده و غلبه و اعمال قدرت کند ولي از درون نا آرام و ناراضي است. احتمالا او در دوران کودکي يا نوجواني طرد شدن را تجربه کرده است. او توانايي رشد ارزشهاي خود را ندارد و اصرار مي ورزد تا فعاليتهاي بيروني را افزايش دهد تا بتواند احساسات آزار دهنده، کمبودها و نقطه ضعف ها را بپوشاند و نياز به آرامش دروني دارد. نگراني و ناآرامي و استرس او واکنش همه خشمي است که در مدت زماني طولاني فرو خورده است. هر استرسي ميتواند احساسي مانند گرسنگي ايجاد کند. حتي زماني که بدن احتياج به غذا ندارد و اين گرسنگي همان نياز به انرژي در اين چاکرا ميباشد. انسدادهاي متداول انرژي دراين چاکرا عبارتند از: عصبانيت، ترس، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه، ديابت، مشکل فشار خون، مشکلات گوارشي، عقده حقارت يا عقده خود بزرگ بيني، مشکل در پانکراس و معده، خجالتي و کم رو بودن و... کم کاري چاکراي سوم فرد را مايوس و نا اميد کرده و سدهايي را مانع تحقق خواسته هايش ميبيند. احتمالا آزادي شخصيت او در زمان کودکي به شدت محدود شده است و او ترس از دست دادن تاييد والدين و معلمان را داشته و در ابراز احساسات ترديد و آنها را سرکوب و باعث تلمبار شدن آنها شده و اين همان چيزيست که باعث به وجود آمدن مشکل در اين چاکرا شده است، وقتي با مشکلي رو به رو ميشود احساس ناراحتي و ترديد پيدا کرده يا به شدت عصبي ميشود و اعمالش به شدت بي نظم و بي برنامه ميشود.

 

تغذيه رنگي:

فلفل زرد، بلال شيرين، آلوي قطره طلا، موز، آناناس، کدوي مسمايي، کره، زرده تخم مرغ، پنير هلندي و غيره

 

 

 

 

چاکراي چهارم

--------------------------------------------------------------------------------

محل: وسط قفسه سينه

غده مربوطه: تيموس

/ 0 نظر / 28 بازدید